تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

ترجمه :

آيا ننگرى و عجب ندارى از حال آنان كه به گمان و دعوى خود به قرآن و كتبى كه پيش از تو فرستاده شد ايمان آورده‌اند چگونه باز مىخواهند كه در اختلافات به طاغوت رجوع كنند در صورتى كه مأمور بودند كه به طاغوت كافر شوند و شيطان خواهد كه گمراهشان كند ، گمراهىاى كه از هر سعادت و آسايش دور باشند .

تفسير :

أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ
طاغوت يعنى خارج از حكومت عقل و چون حكومت عقل ، علىّ ( ع ) است پس طاغوت كسى است كه بر علىّ ( ع ) نهايت سركشى و طغيان را روا داشته است .
وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ
در صورتى كه به آنها امر شده است كه نسبت به كسى كه از حكومت عقل و خدا خارج شده است ، كافر شوند .
وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا بَعِيداً
بعد از آنكه وجوب طاعت خدا را در آنچه كه نازل كرده و طاعت رسول را در آنچه كه حكم نموده است ، و طاعت ولىّ امر را يعنى صاحب امارت باطنى و صاحب عالم امر را در مقابل عالم خلق بيان نمود ، حال گمراهان را بيان داشت و شأن نزول آن اين بود كه ، زبير با يك مرد يهودى دربارهء باغچه‌اى نزاع كردند . زبير گفت : به داورى ابن شيبهء يهودى راضى مىشويم ، و يهودى گفت : به داورى محمّد صلّى اللّه عليه و آله راضى مىشويم ازاين‌رو در مورد حرمت محاكمه و داورى بردن به طاغوت و سلاطين جور و قضاوت آنان آيه نازل شد و مقرّر شد كه هر چه كه طبق حكم آنها گرفته شود حرام است « 1 » .
هامش
( 1 ) تفسير الصّافى : 1 / ص 466 ، تفسير القمى : 1 ص 141