حديث » را بيان كرديم كه كسى كه به رجوع كردن به او و اخذ از او و تسليم به او از خود شما به شما سزاوارتر و از همه لايقتر است همان علىّ ( ع ) است .
پس اگر در هر چيزى كه ترسيديد نزاع در آن واقع شود به علىّ ( ع ) برگردانيد بعد از آنكه نزاع كلّى را به كتاب و رسول ردّ كرديد ، و دربارهء علىّ ( ع ) نيز به قول كتاب و سنّت رجوع كرديد ديگر براى شما هيچ شكّ و ترديد و نزاعى در هيچ موردى نمىماند . و اگر مردم را بدون در نظر گرفتن كتاب و گفتار رسول صلّى اللّه عليه و آله داور قرار دهيد از طريق رشد و شيوهء درست به سوى شكّ و حيرت خارج مىشويد و اين حكم در عالم كبير است .
و امّا در عالم صغير ، پس اگر نفس با هوايش و طبيعت با قوايش در شيئى از اشياء با شما تنازع كردند آن را بر روح و عقل عرضه كنيد ، پس هر چيزى را كه عقل به آن راضى شد و روح آن را تصديق كرد بگيريد ، و هر چيزى را كه عقل تصديق نكرد اگر چه نفس به آن راضى باشد آن را ترك كنيد .
إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
يعنى ايمان به خدا و قيامت اقتضا مىكند كه هر چه را كه بر شما مشتبه شود به كتاب و سنّت و به كسى كه علم كتاب و سنّت نزد اوست رجوع كنيد ، و ترك رجوع به كتاب و سنّت ، بيانكنندهء آن است كه ايمان به آن دو نداريد .
ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِيلًا
يعنى اين كه گفته شد ، بهتر از آن است كه اوليالامر را به سلاطين ، و « وليّكم » را به محبّ و « مولاه » را به محبّ و دوستدارنده تحريف كنيد و رأى باطل خود را درست جلوه دهيد .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيه 60 ]
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَ يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعِيداً ( 60 )