غير از طاعت ديگرى نباشد . و تفسير اوليالامر به فرماندهان لشگرها و پادشاهان صورى اسلامى نقض صدر آيه يا التزام نسخ آن و يا التزام تقيّه ، نزاعى نيست ، نزاع در اين است كه در امر دين ، بدون تقيّه ، اطاعت از آنها بكنيم و از آن لازم مىآيد آنچه كه ذكر شد ، زيرا كه واو عطف براى جمع است و بعضى از سلاطين فاسق هستند كه امر آنها گاهى بر خلاف امر خدا و رسولش است و جمع بين اطاعتهاى سهگانه ممكن نيست ، پس وجوب اطاعت از سلاطين يا بايد ناقض وجوب اطاعت رسول باشد يا ملتزم به اجتماع نقيضين باشيم . زيرا كه سلاطين جور وقتى كه به قتل نفس محترمى امر مىكنند ، امر آنها متناقض با نهى خداى تعالى است ، و همچنين است حال آنها در امر به نديمانشان در مورد شرب خمر با اينكه خداى تعالى از آن نهى كرده است .
و تقرير مطلب اين است كه اگر مقصود از اوليالامر ، سلاطين باشد به زعم آنان ، لازم مىآيد كه طبق صريح آيه ، كه طاعت اختصاص به آنها ندارد فقط پيروى در چيزهايى كه امر و نهى مىكنند و خلاف شرع نباشد ، واجب است .
ايراد نشود كه اطاعت مخصوص عبارت از صدر آيه است ، زيرا امر به طاعت خدا و رسول قبل از طاعت سلطان مفيد اين است كه طاعت سلطان در جايى كه با طاعت خدا و رسول منافات نداشته باشد ، واجب است . در جواب مىگوئيم : كه در اين هنگام امر به طاعت سلطان ، لغو مىشود زيرا اگر امر سلطان مطابق امر خدا و رسول باشد كه امر به اطاعت خدا و رسول كافى است و احتياج به طاعت سلطان نيست و اگر امر سلطان منافى امر خدا و رسول باشد وجوب طاعت خدا و رسول مفيد عدم وجوب طاعت سلطان است .
و اگر مطابقت امر سلطان با امر خدا و رسول و عدم مطابقت آن معلوم نباشد در اين صورت ، يا ما مأمور به تشخيص مطابقت و يا عدم آن
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 113
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١١٣