تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
آنچه خدا از فضل خود كه همان امامت و خلافت باشد به آنها داد
فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ
به كورى چشم دشمنان آنها ، به آل ابراهيم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و علىّ ( ع ) و جانشينان او هستند ، كتاب و حكمت بخشيديم . و آنها را به ابراهيم اضافه كرد تا اشاره به فضيلت ديگرى براى آنها باشد و غيظ و كينهء دشمنان آنها زياد شود .
الْكِتابَ
يعنى نبوّت ، زيرا كه مرتبهء نبوّت از آن جهت كه قابليّت نقش‌پذيرى احكام الهى از مرتبهء ولايت را دارد ، از آن تعبير به كتاب مىشود ، چنان كه رسالت نيز همين‌طور است ، و به زودى خواهم گفت كه مقصود از ملك عظيم همان كتاب است ، و در اوّل اين تفسير تعميم اطلاق لغت « كتاب » گذشت . پس در هر جائى بر حسب اقتضاى مقام ، يك معنا از آن اراده مىشود .

تحقيق معنى حكمت

وَ الْحِكْمَةَ
حكمت عبارت است از قدرت و نيرويى كه به سبب آن ، انسان بر ادراك دقايق امور و خفاياى مصنوع قدرت پيدا مىكند . و همچنين مىتواند مصنوعاتى را بيافريند كه مشتمل بر دقايق صنع باشد . پس حكمت به اعتبار متعلّقش مركّب از دو جزء است ، يك جزء علمى كه حكمت نظرى ناميده مىشود و يك جزء عملى كه حكمت عملى ناميده مىشود ، و در زبان فارسى از آن دو ، به « خرده‌بينى و خرده‌كارى » تعبير مىشود . گاهى از حكمت به اتقان ( دقّت و درستى ) در عمل تعبير مىشود . تا اشاره به يكى از دو جزء حكمت باشد ، و گاهى به كمال و اتقان در علم تعبير مىشود و آن اشاره به جزء ديگر است ، و گاهى به اتقان در علم و عمل تفسير مىشود كه اشاره بهر دو جزء باشد و حكمت كه در مقابل