تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
و بندگان در افعال مجبور نيستند ، زيرا جبر اقتضا مىكند كه جبر كننده‌اى مغاير با جبر شونده باشد و مجبورى مستقلّ در وجود و مريد و مختار باشد كه اختيار از او سلب شده و بر حسب ارادهء جابر كه مخالف با ارادهء مجبور است حركت كند ، در حالى كه هيچ كدام از اين امور درست نيست ، زيرا نه جبر كننده‌اى مغاير با مجبور هست ، و نه مجبور مستقلّ در وجود و نه در فعل ، و نه از مجبور اراده سلب شده است ، و نه ارادهء مستقلّى مغاير با ارادهء جابر وجود دارد . پس جبر علاوه بر مفسده‌هاى تفويض ، مفاسد ديگرى نيز دارد . و لذا مولوى گفته است :
در خرد جبر از قدر رسواتر است * زان كه جبرى حسّ خود را منكر است
علاوه بر اينكه نسبت استقلال به بندگان روا نيست صدور افعال به سبب تسخير خدا هم جائز نيست ، و اين به همان دليلى است كه ذكر شد زيرا فرقى بين تسخير و جبر نيست مگر به سبب اراده و عدم آن ، زيرا ارادهء كسى كه تسخير شده باقى و تابع ارادهء تسخيركننده است به خلاف مجبور كه اراده‌اش اصلا سلب شده ، و حركتش با اراده جابر كه مخالف ارادهء مجبور است ، تحقق مىپذيرد . بلكه امر ، دقيق‌تر و لطيف‌تر از جبر و تسخير است و معنى امر بين الامرين اين است كه نسبت افعال به بندگان امرى است پاياتر و بزرگ‌تر از اينكه به طريق تفويض باشد ، و دقيق‌تر و مخفىتر از اين است كه به طريق جبر و تسخير باشد ، و عالىتر و بالاتر از اين است كه به طريق تشريك در فاعل باشد چنان كه بعضى گمان كرده‌اند . و اشرف از اين است كه از راه وسيله و واسطه شدن بندگان بين فعل و فاعل ( خدا ) باشد مانند واسطه شدن آلات بين افعال و فاعل‌ها چنان كه