سزاوارتر و شايستهتر است .
2 . اعتبار تقييد به حدود ، بدون اينكه حدود را با آن آثار اعتبار كنيم ؛ و به اين اعتبار بهتر است كه آن آثار را به حقيقت مقيّد نسبت بدهيم .
3 . اعتبار تقييد به حدود كه حدود را نيز با آن آثار اعتبار نمائيم ؛ كه در اين صورت نسبت دادن آثار به حقيقت مقيّد كه تعيّنات و حدود كه همان موجودات است با آن اعتبار شده باشد شايستهتر است .
چون انسان ( انسان مؤمن ) در طاعتهايش از خودنگرى و حدود آن بيرون ، و متوجّه به مولى و امر مولايش است نسبت دادن طاعات به خدا سزاوارتر و بهتر است .
چون انسان در معصيت و نافرمانىاش محدود به حدود انانيّت است نسبت دادن معاصى به خودش شايستهتر است ، چنان كه در حديث قدسى به آن اشاره شده است .
از همين جا معلوم مىشود كه اگر غرض عابد از عبادت انتفاع خودش باشد ، اگر چه آن انتفاع نزديكى به خدا باشد طاعت عابد طاعت حقيقى نيست ، زيرا قصد انتفاع نفس محقّق نمىشود مگر به اقتضاى انانيّت .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 254 ]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ( 254 )
ترجمه :
( 2 / 254 )
اى اهل ايمان از آنچه روزى شما كرديم انفاق كنيد پيش از آن كه روزى بيايد كه نه كسى براى آسايش خود چيزى داد و ستد تواند كرد و نه دوستى و شفاعتى به كار آيد و كافران آن روز دريابند كه به روزگار خود بس ستم كردهاند .
تفسير :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ
بعد از اينكه افعال را