تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
اقرار كرده است اين مطلب را قبول دارد و مسلّم مىداند كه در عالم ، هيچ چيز امكان وجود پيدا نمىكند مگر با علم و مشيّت و ارادهء الهى ، و هر چيزى كه مراد خدا باشد فعل خداوند است نه غير او نه به استقلال و نه به شراكت ، پس هر چيزى از ذات و اعراض و افعال بندگان فعل خداى تعالى است نه غير او بنابراين افعال عباد فعل خدا مىشود و لكن در مظاهر بندگان . امّا پژوهش در افعال بندگان به نحوى كه از نسبت دادن افعال به خدا جبر براى بندگان لازم نيايد ، و از نسبت دادن آن به بندگان تفويض لازم نيايد و تعدّد در نسبت هم پيدا نشود مستلزم ذكر مقدّماتى است : 1 - اينكه وجود چنان كه سابقا تكرار شد حقيقت واحده است كه داراى مراتب زيادى است كه آن مراتب در شدّت و ضعف و تقدّم و تأخّر متفاوت است به نحوى كه به سبب كثرت آنها وحدت آن حقيقت شكسته نمىشود ، مانند نور عرضى كه حقيقت واحد است و تكثّر آن به حسب مراتب قرب و بعدى است كه از منبعش دارد يا به سبب سطوحى است كه با آن نور روشن مىشوند زيرا نور يكى است . اين سطحها ( مثل شيشه‌هاى اطاق ) هستند كه فرق دارند و بسيارند . اگر سطوح و حدود و مرتبه‌ها و اعتبار آنها بر داشته شود جز يك حقيقت بدون كثرت چيزى باقى نمىماند « 1 » . 2 - اينكه ذات آن حقيقت ، اقتضاى وجوب مىكند زيرا اتّصاف چيزى به ذات خود و امتناع سلب آن چيز از ذاتش امرى است واجب و
هامش
( 1 ) مولوى فرمايد :همچو يك نور است آن نور سماء * صد بود نسبت به نور شيشه‌هاچون به صورت آمد آن نور سره * شد عدد چون سايه‌هاى كنگرهكنگره ويران كنيد از منجنيق * تا نماند سايه‌هاى اين حريق