تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
شده ولى دربارهء زنان ذكرى به عمل نيامده است ؟ « 1 » و معنى اينكه بعضى از بعضى ديگر است اين است كه بعضى ناشى از بعضى ديگر است به سبب توالد ، مردان ناشى از زنان هستند ، و زنان از مردان . يا مقصود اين است كه بعضى از سنخ بعضى ديگر است يا از مادّهء بعضى ديگر . پس لفظ « من » يا ابتدائيّه است يا براى تبعيض . و خداى تعالى به جواب اجمالى اكتفا نكرد و در جواب ، تفصيل داد به طريق عطف تفصيل بر اجمال ، و فرمود :
فَالَّذِينَ هاجَرُوا
: يعنى كسانى كه از وطنهاى صورى كه مانع از بر پا داشتن عبادت و اظهار دين بود هجرت كردند به سوى مدينهء رسول صلّى اللّه عليه و آله تا دين را طلب كنند يا متمكّن از اظهار دين و عبادت باشند ، يا به شهرى هجرت كردند - هر شهرى كه باشد - كه در آنجا دين طلب كنند يا در آنجا بتوانند اظهار دين نموده مراسم دين را به پا دارند . يا اينكه از دار شرك باطنى كه آن نفس امّاره و سپس لوّامه است هجرت كردند ، زيرا مهاجر حقيقى كسى است كه از سيّئات كه اصل آن نفس امّاره است هجرت كرده باشد .
وَ أُخْرِجُوا
: « واو » به معنى « أو » است يا اينكه عطف است در معنى تعليل .
مِنْ دِيارِهِمْ
: يعنى ديار صورى و معنوى ، كه در آن « هاجروا » و « أخرجوا » به هم مرتبطند و در معنا به صورت تبادل مىآيند .
وَ أُوذُوا فِي سَبِيلِي
: و در راه من رنج كشيدند ، يعنى راه مدينه ، يا راه و روش رسول صلّى اللّه عليه و آله يا راه تحصيل دين ، از اين رو « سبيل » ( راه ) را به خودش نسبت داده است تا بزرگداشت آن را برساند و ممكن است مقصود از « سبيل » خود دين يا رسول صلّى اللّه عليه و آله باشد ، يا طريق قلب و ولايت
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 ، ص 378 - 379 .