تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥
مىشود كه از همان اوّل از مادّهء غذا تشكيل مىشود و به انسانيّت مىرسد ، و هر آن از لباسى و صورتى خالى مىشود و صورتى كامل‌تر و شريف‌تر به خود مىگيرد تا آن وقت كه بالغ شود و به حدّ رشد برسد . ديگر تفكّر در ذكر است كه از صاحب اجازه گرفته شده باشد ، و چيزهائى كه ذكر به دنبال دارد مانند واردات ، استبصارات ، وجدانيّات ، ذوقيّات و مشاهدات . و به اين معنى مولوى ( ره ) اشاره كرده است :
فكر آن باشد كه بگشايد رهى * راه آن باشد كه پيش آيد شهى
يكى ديگر از مراتب تفكّر فكر كردن در فكرى است كه مصطلح صوفيّه است و آن عبارت از تمثّل شيخ سالك نزد اوست و آن از قوّت اشتغال به ذكر او ناشى مىشود به نحوى كه در آنچه كه مىبيند غير از او چيزى را نبيند ، و به نحوى كه تدريجا بر تصرّفات او در ملكش و در ملك عالم كبير مطّلع مىشود . اين فكر غايت غايات و نهايت طلبها است ، و آن سكينه و آرامش است كه قرين به نصر و تأييد است ، و آن بادى است كه از بهشت مىوزد و براى آن صورتى است مانند صورت انسان ، و آن امامى است كه در عالم صغير ظاهر شده است .
وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها
« 1 » . ( زمين را با نور پروردگارش روشن ساخته ) اشاره به آن است ،
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ
« 2 » ( و روزى كه زمين به زمين ديگر تبديل شود ) نيز به ظهور آن اشارت دارد ، و شيخ كامل ( ره ) به همين معنى اشاره كرده است
كرد شهنشاه عشق در حرم دل ظهور * قد ز ميان برفراشت رايت اللّه نور
هامش
( 1 ) سوره زمر ، آيه 69 . ( 2 ) سورهء ابراهيم ، آيه 148 .