تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
است كه سازنده و ساكنين بنا بوده‌اند ، و از آن به آماده شدن نفس براى بقاى بعد از فنا منتقل مىشود ، و از آنجا متوجّه به اين فكر مىشود كه لازم است متوسّل به كسى شود كه كيفيّت آن آمادگى را از او استعلام كند . يكى ديگر از مراتب تفكّر ، فكر كردن در آفرينش بدن مىباشد ، بدنى كه مركب روح است ، فكر در چگونگى ارتباط اجزا و اتّصال اركان بدن به نحوى كه انسان از بدنش به بهترين وجه بهره‌مند شود . يكى ديگر از مراتب تفكّر ، تفكّر در نفس مىباشد ، و تعلّق آن نفس به بدن به نحوى كه در بدنش تأثير مىگذارد و از آن تأثير مىپذيرد . و از اين تفكّر منتقل به تفكّر ديگرى مىشود ، و آن مصالح و حكمتهايى است كه در نظم نفس و بدنش و قوا و اجزا ، هر دو به وديعت نهاده شده است ، و آن نفس به غايتى بازگشت مىكند كه همان كامل شدن جان و تن اوست ، و آن دو ، آسمان و زمين در عالم صغيرش مىباشند . يكى ديگر از مراتب تفكّر فكر كردن
فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
در عالم كبير است و اينكه ارتباط آسمان و زمين و تأثير آسمان در زمين ، و تاثيرپذيرى زمين از آسمانها چگونه است ، و نيز تفكّر در وضع آسمان و زمين ، و در وضع ستارگان آسمان و اختلاف آنها و كوچكى و بزرگى و روشنائى ، و در حركت از جهت كندى و سرعت و در مناطق از جهت شرقى و غربى بودن ، و مستقيم بودن و بازگشتن و ثابت بودن ، و نيز تفكّر در وضع زمين نسبت به مناطق ستارگان به نحوى كه لازم شود طلوع و غروب ستارگان و تعاقب شبها و روزها و تخالف آن دو در كيفيّت از جهت كوتاهى و بلندى ، و تعاقب فصول چهارگانه است . و نيز انسان بايستى در بهره‌بردارى از اين اوضاع تفكّر نمايد . و تفكّر در اينكه هر يك از اين حكمتها و دقايق صنع در آسمانها و زمين به انسان برمىگردد و به او نفع مىرساند .