تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
و تفكّر در اينكه انسان كه غايت همهء اين امور است ، از جهت بدن بقا ندارد و حيات حيوانيش نابود شدنى است ، و تفكّر در اينكه غايت و مقصود از زندگى ، بهره‌مندى انسان از زندگانى حيوانى ناپايدار نيست . پس بايد مقصود غير از اين زندگى باشد ، و بايد پس از اين زندگى يك حيات ديگر وجود داشته باشد كه شريف‌تر ، تمام‌تر و كامل‌تر از اين زندگى دنياست يا عذابى شديدتر و باقىتر و كامل‌تر از اين عذاب باشد . پس به درگاه خدا تضرّع مىكند و به او پناه مىبرد و درخواست مىكند كه او را از عذاب بعد از اين حيات حفظ نمايد ، و اينكه او را به حيات كامل‌تر برساند در همين موقع است كه مىگويد :
رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا
: پروردگارا اين مخلوقات از آسمانها و زمين و آنچه كه در آن دو است ،
باطِلًا
باطل نيافريدى كه به هيچ غايتى منتهى نشود و هيچ حكمت و مصلحتى در آن درج نشده باشد ، چنان كه دهرى و طبيعى آن را مىگويد . يكى ديگر از مراتب تفكّر اين است كه انسان در اعمال و اقوالش فكر كند كه از چه مصدرى صادر شده و به چه غايتى برمىگردد تا از كارهائى كه از مصدر غير الهى صادر مىشود يا به غايت غير انسانى بر مىگردد احتراز كند . يكى ديگر تفكّر انديشه‌هاى ذهنى و خيالاتش مىباشد كه از چه مصدر و به سوى چه غايتى است . ديگر ، تفكّر نمودن در صفات و اخلاق خودش مىباشد كه از چه سرايى است ( سراى سعادت و يا شقاوت ) . ديگر تفكّر در آيات و نعمتهاى خداوند در آسمانها و زمينها در عالم صغير و كبير است . ديگر تفكّر در صفات اضافى و خصوصا جبّاريّت خداى تعالى و اينكه چيزى از موجودات اين عالم گرفته نمىشود مگر اينكه بهتر از آن و يا مثل آن داده مىشود ، و اينكه هر آيه‌اى كه نسخ يا فراموش شود بهتر از آن يا مثل آن آورده مىشود ، چنان كه در مورد حال انسان مشاهده
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 484 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى