در نظم آن دو و تعانق ( معانقه كردن - همديگر را در بغل گرفتن ) « 1 » و تعاشق ( معاشقه كردن ) آن دو ، و اختلاف حركات آسمانها و اوضاع ستارگانش ، و اختلاف اوضاع آنها و ظهور اثرهاى مختلف از آنها در روى زمين ،
وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ
: و اختلاف « 2 » شب و روز به پشت سر هم بودن و تخالف آن دو در طولانى و كوتاه بودن و آثارى كه بر آن شب و روز مترتّب مىشود از قبيل اختلاف فصول زمين و توليد تركيبات تامّ و ناقص . . . در همهء اينها
لَآياتٍ
: نشانهها و دليلهايى است كه دلالت بر علم و حكمت و عموميّت داشتن قدرت و مالكيّت خداى تعالى و كمال عنايت او به مخلوقاتش مىكند .
لِأُولِي الْأَلْبابِ
: و آنان كسانى هستند كه با بيعت خاصّ ولوى بيعت كرده ، دعوت باطنى را پذيرفته و به ولايت على ( ع ) اقرار كردهاند ، زيرا كه غير آنان اگر چه در علم و زهد و تقوى و عبادت به مقام بالايى برسند عبادتشان قبول نيست . تا جايى كه اگر كسى خدا را هفتاد پائيز عبادت كند ، به نحوى كه شبها تا صبح عبادت كند و روزها روزه بگيرد و به ولايت على ( ع ) اقرار نكند عبادت او قبول نيست و خداوند او را به رو و بر بينى بر آتش مىاندازد ، زيرا عبادت او مغز نداشته ، و عملش ارزش نداشته است .
و « اولو الالباب » كسانى هستند كه با نكات و دقايق آفرينش بر دقايق حكمتهايى استدلال مىكنند كه بر تعميم قدرت و مالكيّت خداى تعالى دلالت مىكند .
هامش
( 1 ) اين اصطلاح مجازا در مورد دو شيئى كه مجذوب هم باشند ( آهن و آهن ربا - قوهء جاذبهء كرات ) استعمال شده است .
( 2 ) اختلاف به دو معناست : 1 - پشت سر هم آمدن و هر يك به دنبال ديگرى 2 - تفاوت بين دو شىء .