شادمانند ، و دوست دارند كه مردم به اوصاف پسنديدهاى كه هيچ در آنان وجود ندارد آنها را ستايش كنند ، البتّه گمان مدار كه از عذاب خدا رهائى دارند بلكه عذابى دردناك در انتظار آنهاست .
تفسير :
لا تَحْسَبَنَّ
: جواب سؤالى است كه از آيه سابق ناشى است ، گويا كه گفته شده است : حال اينان چگونه است ؟ خداوند فرمود : گمان نكن كه آنها از عذاب رهائى دارند ، بلكه عذابى دردناك براى آنان است .
و از همين جهت ، اسم ظاهر ( عذاب ) جاى ضمير گذاشته شده است تا اشاره به ذمّ مستقل ديگرى ، براى آنها باشد .
الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا
: يعنى به كردار خويش خوشحالند ، آنها عملهاى فاسد خود را مىپسنديدند ، مانند اهل اين زمان ، و به افعال باطلشان مباهات مىكردند ، و اشخاص ضعيف گمان مىكردند آنها چيزى دارند و آنان را بر كارهايى كه مدّعى بودند انجام دادهاند ستايش مىكردند ، پس خداى تعالى ضعفا را از اين برداشت منع ، و براى آنان به سبب كارها و خودپسندىهايشان ، عذاب ثابت كرد و اين بدان جهت است كه اعمالى كه از انسان صادر مىشود اگر از قبيل عبادات باشد در صورتى عبادت است كه از انانيّت عامل آن كاسته شود ، و اگر كاسته نشود يا فزونى بخشد نه تنها عبادت نيست بلكه و بال و گناه است و اگر از قبيل مباحيّات باشد در اين صورت اگر چيزى به انانيّت افزوده نشود بر همان مباح بودن باقى مىماند و چنان كه انانيّت زياد شود و بال و گناه مىشود و اگر آن اعمال ترجيحا مكروه يا حرام باشد ، خود ذاتا و بال و عصيان است ، و اعجاب به عمل جز انانيّت و ديدن نفس و عمل آن نيست و جز زيادى انانيّت و ديدن نفس و نسبت عمل به خود فايدهاى ندارد .
پس بر كسى كه خودپسند بوده و عمل خودش را مىپسندد واجب است از آن عمل استغفار كند نه افتخار ، و خوشحال شدن به آن عمل از باب