وَ نَقُولُ
: به صورت تكلّم ( متكلّم ) و غيبت ( غايب ) خوانده شد ، به معنى مىگوييم يا مىگويد .
ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ
: عذاب سوختن را بچشيد ، تأكيد در تهديد كه در عبارت است از جهت آن است كه قول و گفتار آنان را مقرون به قتل انبيا كرد و نوشتن و ضبط را خداوند به خودش نسبت داد و سپس جزا را عذاب حريق قرار داد ، و خبر از استهزاى آنان در حين عذاب داد .
ذوق ، عبارت از چشيدن طعام است ، سپس در آن توسعه داده شده و در هر ادراكى چه لذّتبخش باشد و چه دردناك ، استعمال شده است .
و اختيار كلمهء « ذوق » در اينجا با اينكه ذوق در خوردنيها است براى اين است كه عذاب مترتّب بر گفتار آنهاست ، و اين گفتار نيز ناشى از بخل و هلاك شدن از براى مال است ، و غالبا حاجت انسان به مال براى تهيّه خوردنى است ، لذا بسيار مىشود كه خوردن با مال ذكر مىشود .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 182 ]
ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبِيدِ ( 182 )
ترجمه :
اين عذاب را به دست خود پيش فرستاديد و خداوند هرگز در حقّ بندگان خود ستم نخواهد كرد .
تفسير :
ذلِكَ
: اين عذاب را
بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ
: به دست خود پيش فرستاديد ، اينكه خصوص دستها را ذكر كرد براى اين است بزرگترين كارهاى بدنى از دستها صادر مىشود .
وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ
: لفظ « ظلّام » مانند تمّار و خيّاط براى نسبت است نه براى مبالغه ، و آن عطف بر
بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ
است و سبب بودن نفى ظلم از خداى تعالى براى عذاب ، از آن جهت است كه نفى ظلم ، مستلزم عدل و فضل است ، و عدل اقتضا مىكند كه بدكار