بزرگ كه انبيا را به ناحقّ كشتند و گوييم عذاب آتش سوزان را بچشيد .
تفسير :
لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ
: وقتى خدا ، بخل و منع را ذمّ كرد اين توهّم پيش آمد كه خداوند در اصلاح حال فقرا به اغنيا نياز دارد ، و گويا كه گفته شده است : آيا خداوند احتياجى به انفاقكننده دارد ؟ خداوند براى رفع اين توهّم و بستن راه اين خيال فرمود :
لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ
: خداوند شنيد گفتهء كسانى را كه مىگفتند : خدا فقير است و ما دارا . اين سخن را يهود ، وقتى كه اين آيه
مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً
« 1 » را شنيدند ، بيان كردند .
برخى گفتهاند : نبىّ صلّى اللّه عليه و آله با ابو بكر نامه نوشتند به يهود بنى قينقاع « 2 » و آنها را به اسلام و آنچه كه بر مسلمانها است از برپايى نماز و پرداخت زكات و قرضالحسنه در راه خدا فرا خواندند . پس از آن ابو بكر به خانه درس و مذاكرهء ايشان وارد شد و ديد كه عدّهء زيادى پيش مردى جمع شدهاند ، پس آنها را به اسلام و نماز و زكات دعوت كرد و اينكه براى خدا قرضالحسنه بدهند ، آن مرد گفت : خدا فقير است و گرنه از اموال ما قرض نمىخواست ، پس ابو بكر به او سيلى زد و اين آيه نازل شد . « 3 »
سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ
: « سنكتب » به صيغهء متكلّم خوانده شده و به صيغهء غايب به صورت صيغهء مجهول « سيكتب » ( نوشته خواهد شد ) ، و « قتلهم » با نصب « قتلهم » و رفع « قتلهم » نيز خوانده شده است .
هامش
( 1 ) سورهء بقره : آيه 245 .
( 2 ) قينقاع با فتح قاف و تثليث نون شعبهاى از يهودان مدينه است ( مصحّح ) .
( 3 ) مجمع البيان : ج 1 - 2 ، ص 547 .