تفسير :
وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ
: وسط قرار گرفتن « كان » براى تأكيد نفى است ، يعنى براى هيچ يك از پيامبران خيانت وجود نداشته است . چون نبوّت با خيانت منافات دارد ، و « يغلّ » به صورت معلوم از ثلاثى خوانده شده است ( يغلّ ) ، و به صيغهء مجهول ( يغلّ ) يا از باب افعال ( يغلّ ) است يعنى شايسته نيست براى هيچ يك از پيامبران كه نسبت خيانت به آنها داده شود از « أغلّه » يعنى نسبت خيانت به او داد .
يا به معنى اين است كه هيچ پيامبرى نيست كه با او خيانت كرده شود ، « اغلّه » به معنى « غلّه » خيانت كرد او را .
يا مجهول از ثلاثى است .
و جمله يا از آيه سابق بريده و منقطع است بنابراين كه آيه در مورد چادر يا جامهء قرمز رنگى كه روز بدر از غنيمتها مفقود شد نازل شده باشد . كه بعضى از آنان گفتند : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را برده است . « 1 » به امام صادق ( ع ) نسبت داده شده است « 2 » كه رضايت مردم قابل تملّك نيست ، و زبانهايشان نگه داشته نمىشود ، آيا در روز بدر به رسول خدا نسبت ندادند كه قطيفه را براى خودش گرفته و از غنيمتها برداشته است تا اينكه خداوند قطيفه را ظاهر نمود و پيامبرش را از خيانت تبرئه كرد ، و در كتابش نازل فرمود :
وَ ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ
« 3 » .
يا مقصود اين باشد طبق نقلى كه شده مردى با سوزن آهنى بزرگى از غنائم هوازن خيانت كرد پس اين آيه نازل شد .
و ممكن است جمله متّصل به ما قبلش باشد بنا بر گفتهء بعضى كه آيه در غنائم احد نازل شده باشد آنجا كه اصحاب عبد اللّه بن جبير گمان
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 ، ص 365 .
( 2 ) صافى : ج 1 ، ص 365 .
( 3 ) صافى : ج 1 ، ص 365 .