غَيْرَ الْحَقِّ
يا مفعول مطلق است .
يَقُولُونَ
: پيش خودشان ، يا به دوستانشان مىگويند . جمله ممكن است بدل از « يظنّون » ، يا مانند جمله سابق باشد در همه وجوهى كه براى آن محتمل است .
هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ
: يعنى از امر دين ، يا از امر وعدهء يارى و پيروزى ، يا از امر خودمان ، و تدبير خلاصى ما از اين گرفتارى ، راهى هست ؟ يا اينكه آيا براى ما نجاتى هست كه بر امر خودمان مسلّط باشيم ؟
مِنْ شَيْءٍ
: اضطراب و عدم اعتقادشان را به نبوّت محمّد ، با كلام نفسانى ، بر خود ظاهر مىكنند يا با كلام زبانى بر غير خودشان آشكار مىسازند .
قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ
: يعنى امر پيروزى و نصرت ، يا امر تدبير ، يا عالم امر و قضا ، همه به دست خداست . و جمله ، معترضه است اگر جملهء
يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ
: حال باشد يا صفت يا خبر ، و امّا اگر مستأنف باشد جواب سؤال مقدّر قول خدا
قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ
منقطع مستأنف مىشود ، و معنى آن اين است كه اين گروه منافق در دلهايشان انكار و تكذيب و قصد ملحق شدن به كفّار را پنهان نگاه مىدارند .
ما لا يُبْدُونَ لَكَ يَقُولُونَ
: و در دل خود چيزى را پنهان مىكنند كه آن را آشكار نمىنمايند اين جمله در وجوه اعراب مانند جملههاى گذشته است . و مىگويند :
لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ
: به يكى از آن معانى كه ذكر شد ، و ممكن است معنى آن اين باشد : اگر همانطور كه رأى عبد اللّه بن ابىّ بود در شهر ، ما به اختيار خود مىمانديم و از مدينه حركت نمىكرديم
ما قُتِلْنا
: مغلوب نمىشديم و كسى از ما كشته نمىشد .
هاهُنا قُلْ
: جهت ردّ اين خيال باطل و گمان فاسد ، اى پيامبر به آنها بگو :