طبق اصل خوانده شده است ، و به ضمّ راء مانند كسره تغيير از هيئت اصلى خودش مىباشد ، و ممكن است كه « ربيّون » جمع « ربّى » منسوب « ربّه » با كسره به معنى جماعت كثير باشد ، يا به معنى دههزار . و به همين معنى گاه « ربّه » مضموم مىشود و در خبر به ده هزار تفسير شده است . « 1 » و اين نيز تقويت مؤمنين و دلدارى آنان است و كنايه از سستى آنان در هنگام شايعهء قتل نبىّ صلّى اللّه عليه و آله در احد مىباشد .
فَما وَهَنُوا
: يعنى سستى رأى از جهاد و از قيام به امر دينشان پيدا نكردند .
لِما أَصابَهُمْ
: يعنى از آنچه كه به آنها رسيده است از قتل نبىّ صلّى اللّه عليه و آله يا كشته شدن بعضى از آنان ، يا زخمى شدن و غارت اموال .
فِي سَبِيلِ اللَّهِ
: ظرف « أصابهم » يا متنازع فيه است براى « قاتل » و « وهنوا » و « اصابهم » .
وَ ما ضَعُفُوا
: در بدنهايشان ضعيف نشدند ، يا اينكه مقصود از وهن ضعف در بدنها و مقصود از ضعف سستى در رأى است .
وَ مَا اسْتَكانُوا
: اگر از باب افتعال باشد از مسكنت به معنى ذلّت و خوارى است ، يعنى از مسكنت ذليل نشدند ، در اين صورت فتحهء كاف اشباع شده ، يا از باب استفعال است از « كان له » يعنى مطيع و فرمانبر او شد ، و آن كنايه از چيزى است كه در هنگام شايعهء قتل نبىّ صلّى اللّه عليه و آله گفتند : ما را پيش « عبد اللّه بن ابىّ » ببريد . از ابو سفيان براى ما امان بگيرد ، يعنى آنها سستى نكردند چنان كه شما سستى كرديد و شكست خورديد ، و پيش دشمن ، خودشان را به ذلّت و خوارى نزدند چنان كه شما تذلّل كرديد ، بلكه بر قتال و جهاد صبر كردند .
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ
: كنايه از اين است كه آنانى كه در جنگ احد
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 ، ص 360 .