تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
رسول اللّه به بيعتم وفا كردم ؟ فرمود : بلى ، و فرمود خوب وفا كردى . مردم بر پيامبر حمله مىبردند از طرف راست حمله مىكردند على ( ع ) آن را دفع مىكرد ، و از راست كه دفع مىكرد به چپ حمله مىكردند ، آن وقت على ( ع ) از طرف چپ دشمن را دفع مىكرد ، همين طور بود تا اينكه شمشير على ( ع ) سه قطعه شد ، پس خدمت پيامبر آمد ، و شمشير را جلوى پيامبر بر زمين گذاشت ، و عرض كرد : اين شمشير من است كه قطعه قطعه شده است . در آن موقع بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ذو الفقار را به على داد . وقتى رسول خدا لرزش دو ساق على را از كثرت جنگ و كارزار ديد سرش را به آسمان بلند كرد در حالى كه گريه مىكرد گفت : پروردگارا وعده دادى كه دينت را ظاهر كنى و اگر بخواهى ناتوان و عاجز نيستى . پس على ( ع ) خدمت نبىّ صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : يا رسول اللّه من صداى شديدى مىشنوم و مىشنوم كه مىگويد : اقدام كن اى حيزوم « 1 » و قصد زدن كسى را نمىكنم مگر اينكه مىبينم كه مىافتد و مىميرد قبل از اينكه من او را بزنم . پس پيامبر فرمود : اين جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و ملائكه است ، سپس جبرئيل آمد و در كنار پيامبر ايستاد و گفت : يا محمّد اين از نتايج همان مواسات و برادرى است ، پس نبىّ صلّى اللّه عليه و آله فرمود : همانا على از من است و من از على ، پس جبرئيل گفت : و من از شما هستم . . . تا آخر حديث « 2 » و نازل شد : و سيجزى اللّه الشّاكرين و اين معنى مضمون روايتى است كه از امام صادق ( ع ) نيز رسيده است . و در حديثى از پيامبر آمده است : آگاه باشيد كه على ( ع ) همان است كه موصوف به صبر و شكر است ، سپس بعد از من اولاد من از صلب
هامش
( 1 ) اسم اسب جبرئيل حيزوم است . ( 2 ) نور الثقلين : ج 1 ، ص 329 ، 482 .