تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
خداوند پاداش شاكرين را بدهد ، و اينكه بر همين جمله اكتفا نمود بدان جهت است كه با مختصرترين لفظ مقصود و زايد بر مقصود را افاده مىكند . و اينكه اگر در دين ثابت باشد و راه مستقيم برود ، شاكر است براى اين است كه او نعمتهاى خدا را مانند آلات درك و قوا ، و بدن و اعضاى بدن و علم و شعور و همه را در همان چيزى كه به خاطر آن آفريده شده است ، مصرف مىكند و از طرفى حقّ منعم و عظمت او را در انعامش حفظ مىكند ، چون نعمتهايش را در همان چيزى صرف مىكند كه براى آن چيز خلق شده است . و مقصود از شاكرين در اينجا على ( ع ) و عدّهء اندكى است كه در وقت شكست مسلمانان نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله باقى ماندند . از امام صادق ( ع ) روايت شده است : وقتى كه مسلمانان در روز احد شكست خوردند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رويش را به طرف آنها برگردانيد و گفت : من محمّد صلّى اللّه عليه و آله هستم ، من رسول خدا هستم ، نه كشته شده‌ام ، و نه مرده‌ام ، يكى از صحابه به سوى پيامبر توجه نمود و گفت : الآن ما را مسخره نيز مىكنيد در حالى كه ما شكست خورديم ، و در اين حال با پيامبر فقط على ( ع ) و ابو دجانه ( رحمة اللّه ) ماند ، پس نبىّ صلّى اللّه عليه و آله او را فرا خواند و گفت : يا ابو دجانه منصرف شو و تو از بيعت من آزاد هستى ، و امّا على ( ع ) پس او منم و من او هستم ، پس ابو دجانه بلند شد و آمد جلوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشست و گريه كرد و گفت : نه ، به خدا سوگند و سرش را رو به آسمان بلند كرد و گفت : نه و اللّه من خودم را از بيعت تو آزاد قرار نداده‌ام ، من با تو بيعت كرده‌ام ، پس به سوى چه كسى برگردم يا رسول اللّه ؟ به سوى همسرى كه مىميرد ؟ يا فرزندى كه مىميرد ؟ يا خانه‌اى كه خراب مىشود ؟ و مالى كه فنا مىشود ؟ و يا اجلى كه نزديك شده است ؟ پيامبر دلش به حال او سوخت ، و او همين طور جنگ كرد تا كشته شد ، پس على ( ع ) او را خدمت نبىّ صلّى اللّه عليه و آله آورد ، پس عرض كرد يا