تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
مردمانى از اهل نفاق گفتند : اگر محمّد صلّى اللّه عليه و آله كشته شده است ، شما به دين اوّل خود ملحق شويد . پس انس بن نضر عموى انس بن مالك گفت : اى مردم اگر محمّد كشته شده خداى محمّد كه كشته نشده است ، و زندگى بعد از رسول خدا را براى چه مىخواهيد ، پس به همان خاطر كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله جنگ مىكرد جنگ كنيد ، و بميريد بر آنچه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى آن مرد . سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به سنگى برآمد و مردم را فرا مىخواند ، پس اوّل كسى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را شناخت كعب بن مالك بود . گفت كه من با صداى بلند ندا دادم : اى گروه مسلمين بشارت بدهيد كه اين رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله است ، پس پيامبر به من اشاره كرد كه ساكت باش ، گروهى از اصحابش به او پيوستند ، و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنها را بر فرار ، ملامت نمود . آنها گفتند : مادران و پدران ما فداى تو باد به ما خبر رسيد كه تو كشته شدى ، دلهاى ما هراسان و ترسان شد و به عقب برگشتيم . پس از آن خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ
. . . تا آخر آيه و سبب شكست مسلمانان در روز احد اين بود كه وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيد كه مشركين براى جنگ با او اجتماع كرده‌اند ، و آنها سه هزار سواره و دو هزار پياده بودند و زنانشان را نيز همراه خود بيرون آورده بودند اصحاب خود را جمع كرد و آنها را بر جهاد برانگيخت و عبد اللّه بن ابىّ اصحابش را از خروج منع كرد ولى سعد بن معاذ و امثال او گفتند : از مدينه بيرون مىرويم ، رسول خدا رأى او را قبول كرد و از مدينه خارج شدند ، و رسول خدا عبد اللّه بن جبير را بر باب الشّعب ( در درّه ، سر دره ) گذاشت و تأكيد نمود كه در مراكز خود ثابت و باقى باشند . و ابو سفيان ، خالد بن وليد را با دويست سواره در كمين گذاشت و