سرور با ايّام كنايه مىكنند ، پس گفته مىشود : اين ايّام فلان است يعنى وقت سرور و نعمت اوست .
نُداوِلُها
: يعنى به نوبت مىگردانيم .
بَيْنَ النَّاسِ
: پس سرور و پيروزى و غنيمت را روزى به مؤمنان مىدهيم ، و روزى به كافران ، تا اينكه مؤمنان مغرور نشوند ، تا به دنيا آرامش پيدا كنند و ايمانشان را وسيلهء راحت دنياى خود قرار ندهند ، و منافقان هم جهت دنياجوئى ، در اسلام داخل نشوند كه در اين صورت مزاحم انبيا مىشوند و بين مؤمنين فتنهگرى مىكنند .
وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا
: تا اينكه علمش را به مسلمانان حقيقى ظاهر سازد ، يا اينكه به نبىّ خود كه مظهر اسم جامع خدا كه همان « اللّه » مىباشد آگاه سازد و به اين جهت از متكلّم به غايب در كلام التفات پيدا كرد .
وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ
: به جهت ابتلا و امتحان
شُهَداءَ
( على الناس ) : شما را بر مردم گواه بگيرد يا اينكه مؤمنان را امين در شهادت بگيرد ، يا مردانى هستند كه از عملشان چيزى غايب نمىشود ، مانند اوصيا و اوليا ، يا مؤمنان ، يا كشتهشدگان در راه خدا ، و چون ستم ستمكاران بر اثر غالب و مغلوب شدن از شما و كافران ظاهر مىشود ، پس شما شاهد آن هستيد ، و به همين جهت به همين سخن اكتفا فرمود كه :
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ
: خدا ستمكاران را دوست نمىدارد ، و اين سخن ضمن آنكه دلالت مىكند بر اينكه خداوند ستمكاران را دوست ندارد بر چيزى زايد بر اين معنى نيز دلالت مىكند ، زيرا مقصود از نفى محبّت در مثل مقام اثبات غضب بر آنهاست چنان كه بارها در گذشته گفتيم .