متنعّم خواهند بود و چه نيكوست پاداش نيكوكاران عالم .
تفسير :
أُولئِكَ
: آوردن اسم اشارهء بعيد به جهت ياد آورى آنها با اوصاف بزرگشان و به جهت بزرگ نمودن شأن آنهاست .
جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ
: اين جمله تأكيد آن چيزى است از قول خدا
أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
استفاده مىشود ، زيرا مفاد آن اين است كه جنّت و مغفرت محلّ ورود متّقين قرار داده شده است چون كه بهشت جزا و پاداش آنهاست ، و چون آيه در مقام تأكيد است آن را با اسميّه بودن جمله تأكيد كرد ، و نسبت را تكرار كرد به اينكه آن را داراى دو وجه قرار داد ، كبرى ، و صغرى ، و كلام را بسط داد و اكتفا به ذكر مغفرت و جنّت نكرد ، و جنّت را جمع آورد ، و آن را وصف كرد به قول خداى تعالى :
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها
: و آن را مدح نمود به اينكه منّت از او برداشته شده است ( در مقام اعطاى آن بر آنها منّت نمىگذارد ) زيرا آن بهشت پاداش عمل آنهاست . و لذا فرمود :
وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِينَ
: يعنى چه خوب است اجر و پاداش عملكنندگان ، كه مغفرت و بهشتها است . روايت شده است كه وقتى اين آيه نازل شد ابليس بر كوهى بالا رفت پس با صداى بلند عفريتهايش را صدا زد ، و همه پيش او جمع شدند ، پس گفتند : اى آقاى ما براى چه ما را فرا خواندى ، گفت : اين آيه نازل شده است پس چه كسى از شما به درد آن مىخورد ؟ عفريتى از شيطان بلند شد و گفت :
من مىدانم با آيه چه كار كنم ، چنين و چنان مىكنم ، شيطان گفت : تو به درد آن نمىخورى ، پس يكى ديگر بلند شد و مثل اوّلى سخن گفت ، كه شيطان گفت : تو نيز به درد آن نمىخورى .
بار سوّم وسواس خنّاس بلند شد و گفت : من مىدانم با آن چه كار