عفو و صفح « 1 » مانند فقرا و مساكيناند ، چون كظم غيظ به معنى عفو و ترك انتقام از كينهء بر بدكار و بدىكننده است .
تحقيق مراتب مردم در قصاص و ترك آن
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
حقّ عبارت اين است كه بگويد :
« و المحسنين » و لكن به اين عبارت عدول نمود و آن به جهت افادهء قسيم بودن است . يعنى محسنين چند قسماند نه يك قسم . و خواست كه محبوب بودن آنان را با كوتاهترين لفظ بيان كند .
چون آنچه كه از اين سه ( انفاق ، فرو خوردن خشم و عفو ) ممدوح است ، آن است كه سرشت و عادت باشد و از طبيعت و عادت صادر شده باشد آنها را به صورت اسم آورد به خلاف انفاق ، كه مقصود و ممدوح از انفاق حدوث فعل و بيرون آوردن زيادى مال و سود رساندن به غير است اگر چه عادت بر انفاق نيز ممدوح باشد لذا در مورد انفاق ، فعلى آورد كه استمرار را برساند . و خداى تعالى با همين عبارت مختصر اشاره به مراتب تقوى و منازل سلوك نمود ، زيرا اوّلين مراتب تقوى و سلوك انزجار و ناراحتى از زياديهاى دنيا و بديهاى نفس است ، و اين خود يك نوع انفاق از خواستههاى نفس است ، سپس انفاق بيرون انداختن زيادىها و شهوات نفس است ، و در اين مرتبه است كه قصاص از بدكار براى او مباح مىشود و لكن از قصاصى كه بيشتر از مقدار بدى باشد نهى شده است ، و آن نيز تقوى و انفاق از قوهء غضب و امضاى آن است ، زيرا قوّهء غضب در مقام مكافات بدكار در يك حدّ معيّنى نمىايستد ، و براى
هامش
( 1 ) لفظ عفو و صفح مانند دو لفظ فقير و مسكين هستند كه هرگاه هر دو در يك جمله جمع شوند به دو معنى مخصوص به خود استعمال مىشوند و هرگاه جدا جدا آورده شوند هر دو يك معنى مىدهند .