در اوّل سورهء بقره بيان مراتب تقوى گذشت ، زيرا كه تقواى حقيقى عبارت از آن است كه بعد از ايمان باشد و اوّل مرتبهء آن تقوى و پرهيز از نسبت دادن چيزى از اموال و افعال است به خودش و آخرين مرتبه آن تقوى از ذات خود است به نحوى كه براى او ذات و انانيّتى باقى نماند ، و آن آخرين مرتبهء عبوديّت و اوّلين مرتبهء ربوبيّت است .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 134 ]
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ( 134 )
ترجمه :
( 3 / 134 )
آنان كه از مال خود به فقرا در وسعت و تنگدستى ، انفاق مىكنند و خشم خود فرونشانند و از بدى مردم درگذرند و خدا دوستدار نيكوكاران است .
تفسير :
الَّذِينَ يُنْفِقُونَ
: آنان كه انفاق كنند از اموال و بدنها و عرضها ( چيزهاى وابسته به بدن ) و توانائيها و صفتها و خودخواهىها
فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ
: يعنى در جميع احوال به طورى كه هيچ حالتى آنان را از انفاق منع نكند ، و اين بيان صرفا به منزلهء ذكر اوصافى از تقواپيشگان است نه اينكه مقيّد كردن به اين صفات باشد . و اين مطلب پيش از اين گفته شد .
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ
: و كسانى كه خشم خود را حبس مىكنند .
اوصاف سهگانه مذكور ، بيان بعضى مراتب انفاق است ، زيرا كظم غيظ ( فرو خوردن خشم ) در حقيقت انفاق از شدّت قوّهء غضب است ، چنان كه بخشودن مردم و طهارت قلب از كينهء آنها و بيزارى جستن از بدى كردن به آنها . و بجاى آن ، در برابر بدى آنان احسان كردن يك نوع انفاق است كه از شدت بزرگ پندارى و خود بينى نفس مىكاهد .
وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ
: عفو در اينجا به معنى گذشت است ، زيرا