در حالى كه منتهى به عالم اجسام است كه آن به خاطر كثرتش مانند قاعدهء مخروط است ، و لذا تشبيه شده است عوالم طولى به مخروط كه از يكسو منتهى به نقطه است و از سوى ديگى منتهى به قاعده .
و عالم طبع به سبب كثرتش مثل قاعدهء مخروط در كثرت آن است ، و اين را نيز دانستى كه عرض مخروط عبارت از قطر قاعدهء آن است ، لذا خداوند فرمود : كه عرض آن خود آسمانها و زمين است بدون اينكه ادات تشبيه بياورد .
و چون همهء اين تشبيهات بر طريق تشبيه معقول به محسوس است در سورهء حديد فرمود :
سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ
كه در وسط آن اداة تشبيه ( ك ) آورده است .
سپس بدان كه وسعت عالم طبع و جاى آن ظرف وسعت عوالم بالا است چنان كه زمان عالم طبع ظرف زمان بقاى عوالم بالا است ، و چنان كه وسعت دهر ( روزگار ) كه امتداد بقاى عوالم عاليه است نسبت به زمان چندين برابر است به هزار يا پنجاه هزار سال ذكر شده است ، زيرا يك روز از دهر ( روزگار ) كه وعاء ( ظرف ) و مظهرش يك روز از زمان است مانند هزار سال است در مرتبهء اوّل يا مانند پنجاه هزار سال است در مرتبههاى ديگر همچنين وسعت ظرف عوالم بالا كه به منزلهء مكان عالم طبع است نسبت به مكان كه ظرف و مظهر ظرف عوالم بالاست چند برابر آن است به هزار يا پنجاه هزار .
و اين وسعت غير از وسعت به كثرت است ، پس تشبيه عالم طبع در كثرت به قاعده و عوالم بالا در وحدت به نقطه منافاتى با آن ندارد .
أُعِدَّتْ
: صفت بعد از صفت است ، يا حال است به تقدير قد ، يا مستأنف است و جواب سؤال مقدّر ، گويا كه گفته شده : اين بهشت براى چه كسى است ؟
و خدا فرمود :
لِلْمُتَّقِينَ
براى پرهيزگاران آماده شده است .