تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ
: ظاهر اين است كه آن عطف است بر ما قبل قول خدا :
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ
و ممكن است عطف باشد بر « امر » يا بر « شىء » با تقدير « ان » و ممكن است « أو » به معنى « حتّى » به تقدير « ان » باشد ، يعنى نيست براى تو از امر آنان چيزى تا اينكه به درخواست تو خداوند توجه آنان را بپذيرد . و ممكن است به معنى « الّا » باشد به تقدير « ان » يعنى نيست بر تو از امر آنان چيزى مگر اينكه خداوند بر آنها توبه عرضه دارد كه تو از توبهء خداوند خوشحال شوى . و در تمام حالتهاى چهارگانه قول خدا
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ
منقطع از ما قبل و جواب سؤال مقدّر است .
أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ
: يا اينكه عذابشان كند ، زيرا آنان ظالمند ، به امام باقر ( ع ) نسبت داده شده كه ( أن تتوب عليهم أو تعذبهم ) خوانده است ، يعنى با اظهار « أن » و لفظ خطاب . « 1 » و نيز به او نسبت داده شده كه خوانده است : ( إن يتب عليهم أو يعذبهم ) « 2 » و از امام باقر ( ع ) است كه نزد او اين آيه قرائت شد
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ
فرمود آرى به خدا سوگند كه همهء كارها به دست پيامبر است و چنين نيست كه تو گمان كردى ولى من خبر مىدهم تو را كه خداى تعالى وقتى به پيامبرش خبر داد كه ولايت على را ظاهر سازد پيامبر به انديشه فرورفت در دشمنى قومش با على ( ع ) در چيزى كه خداوند او را بر آنها در جميع خصلت‌ها برترى داده است و حسد آنان را نسبت به على ( ع ) مىدانست ، و در نتيجهء اين فكر دل پيامبر ( ص ) به تنگ آمد پس خداوند به او خبر داد كه براى او در اين مطلب چيزى نيست و امر در آن مربوط به خداست كه على را وصىّ پيامبر قرار دهد و ولىّ امر بعد از او باشد پس اين است مقصود خدا ، و چگونه مىشود كه به دست پيامبر هيچ چيز نباشد در حالى كه خداوند اين اجازه را به او تفويض كرده
هامش
( 1 ) عياشى : ج 1 ، ص 198 ، ح 141 . ( 2 ) صافى : ج 1 ، ص 350 .