تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
احد اين بود كه هنگامى كه قريش از بدر به مكّه برگشتند ، و رسيد به آنها آنچه كه رسيد از كشته و اسير ، چون از آنان هفتاد كشته و هفتاد اسير به جاى ماند ، أبو سفيان گفت : اى گروه قريش زنهايتان را براى گريه كردن بر كشته‌هايتان فرا نخوانيد ، زيرا اشك چشم كه بيرون بيايد حزن و عداوت محمّد را از بين مىبرد ، و از مكّه خارج شدند با سه هزار سواره و دو هزار پياده ، و با آنها زنان را نيز بيرون آوردند . وقتى اين موضوع به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رسيد اصحابش را جمع كرد و آنها را بر جنگ تشويق نمود . پس عبد اللّه بن ابىّ گفت : يا رسول اللّه از مدينه خارج نمىشويم تا جنگ كنيم در كوچه‌هاى آن ، پس بايد جنگ كند مرد ضعيف و زن و عبد و كنيز بر دهانهء راهها و بر پشت بامها هرگز كسى با ما جنگ نكرده كه پيروز شود در حالى كه ما در حياطها و خانه‌هاى خودمان بوده باشيم ، و هيچ وقت براى جنگ با دشمنى بيرون نرفتيم مگر اينكه پيروز شديم . پس سعد بن معاذ و شخص ديگرى از اوس بلند شد و گفت : يا رسول اللّه ما آن زمان كه مشرك بوديم و بت مىپرستيديم هيچ يك از عرب در ما طمع نكرد و بر ما پيروز نشد ، پس چگونه بر ما پيروز مىشوند در حالى كه تو در بين ما هستى ، نه ، بايد به سوى آنها خارج شويم و با آنها جنگ كنيم ، هر كه از ما كشته شد شهيد است ، و هر كس نجات پيدا كرد مجاهد در راه خداست . پس رسول خدا رأى او را پذيرفت ، و با عدّه‌اى از اصحابش خارج شد و در محلّ جنگ صف‌آرائى مىكردند ، چنان كه خداى تعالى فرمود :
وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ
و عبد اللّه بن ابىّ به جهاد نرفت و گروهى از خزرج پيرو رأى او شدند . قريش به احد رسيدند و رسول خدا يارانش را آماده مىكرد و سامان مىداد ، و اينان هفتصد مرد بودند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 379 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى