تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
مساوى است .
مِنْ دُونِكُمْ
: از غير خودتان ، اين شبه جمله متعلق به
لا تَتَّخِذُوا
است ، و لفظ « من » ابتدائيه است يا صفت « بطانه » است و لفظ « من » تبعيضيّه است ، و معنى آن اين است كه دوستى را كه بعضا از غير شما باشد ، نگيريد .
لا يَأْلُونَكُمْ خَبالًا
: يعنى از خلل و فساد در كار شما كوتاهى نمىكنند ، يا اينكه در فساد بين شما ، سستى نمىكنند ، و به هر تقدير « خبالا تميز است و ضمير خطاب مفعول به است بنا بر اوّل ، و منصوب به نزع خافض است بنا بر دوّم ، يا اينكه هر دو مفعول هستند با تضمين معنى منع و مثل آن .
وَدُّوا ما عَنِتُّمْ
: يعنى دوست دارند ( عنّت ) شما را و آن شدّت ضرر و مشقّت است .
قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ
: يعنى در ضمن كلامشان دشمنى آنها از زبانشان معلوم است ، چون آنها از شدّت بغض نمىتوانند خودشان را نگهدارند با اينكه آنها با نفاقى كه دارند مىخواهند دوستى با شما را در ظاهر نشان دهند . هر سه جمله ، وصف‌هائى هستند بر « بطانه » يا حال‌هاى مترادف ، يا متداخل از « بطانه » هستند ، چون « بطانه » به وسيلهء « من دونكم » تخصيص خورده يا حال است از فاعل « لا تتّخذوا » يا از هر دو ، يا مستأنف است در مقام تعليل .
وَ ما تُخْفِي صُدُورُهُمْ
: يعنى بغض و كينهء شما كه در سينه‌هايشان پنهان است .
أَكْبَرُ
: بزرگتر است از آنچه كه بر زبانشان ظاهر مىشود .
قَدْ بَيَّنَّا لَكُمُ الْآياتِ
: يعنى نشانه و علامت‌هائى كه دلالت بر بغض و كينه آنها و شدّت دشمنى آنان نسبت به شما باشد ، بيان كرديم ، پس چرا آنها را دوست صميمى خود قرار مىدهيد ؟
إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ
: اگر شما صاحبان عقل باشيد يا با عقلهايتان آن علامت‌ها را درك كنيد از دوستى آنها اجتناب خواهيد كرد .