معروف و نهى از منكر فطرى آنها نيست ، بلكه آن دو براى آنها بعد از ايمان تكليفى به خدا حاصل مىشود . . . به خلاف آيهء سابق كه آن در وصف ائمّه بود كه امر به معروف قبل از ايمان در فطرتشان قرار داده شده است .
وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ
: آنها در خيرات از عبادتها و احسان به بندگان ، شتاب مىكنند .
وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحِينَ
: يعنى آن بزرگان كه موصوف به آن اوصافند از صالحين و نيكوكارانند .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 115 ]
وَ ما يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ ( 115 )
ترجمه :
هر كار نيك كنند البته از ثواب آن محروم نخواهند شد و خدا دانا به حال پرهيزكاران است .
تفسير :
وَ ما يَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَلَنْ يُكْفَرُوهُ
: يعنى هر كار خيرى كه انجام دهند از ثواب آن محروم نخواهند شد ، يعنى در آخرت و گرنه مؤمن در دنيا محروم است زيرا كه كار خوب و نيك مؤمن به آسمان بالا مىرود ، و در بين مردم منتشر نمىشود ، ولى كافر مشكور است ، زيرا كار نيك او در بين مردم منتشر مىشود و به آسمان بالا نمىرود ، و متعدّى كردن « يكفروه » به دو مفعول يا از باب اين است كه متضمّن معنى حرمان است ، يا منصوب دوّم به مفعول تشبيه شده است ، مانند « زيد حسن الوجه » با نصب « وجه » و « تفعلوا » به صورت مخاطب و « يكفروه » به صورت غايب نيز خوانده شده است .
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالْمُتَّقِينَ
: گذاشتن اسم ظاهر به جاى ضمير ، اشعار به مدح ديگرى براى آنهاست و اشاره به اين است كه كار خير جز از تقوى ناشى نمىشود ، و آن مژده براى مؤمنينى است كه افعال نيكشان از علم