پس دانستند كه آن نزاع از جانب شيطان و حيلهاى از دشمنشان بوده است ، پس سلاح را انداختند و بعد از استغفار ، با همديگر معانقه كردند « 1 » .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 101 ]
وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللَّهِ وَ فِيكُمْ رَسُولُهُ وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 101 )
ترجمه :
( 3 / 101 )
چگونه كافر خواهيد شد در صورتى كه براى شما آيات خدا تلاوت مىشود و پيغمبر خدا ميان شماست و هر كس بدين خدا متمسّك شود ، محقّقا به راه مستقيم هدايت يافته است .
تفسير :
وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ
: و چرا كافر مىشويد ، يعنى شايستهء شما نيست كه كافر شويد .
وَ أَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللَّهِ وَ فِيكُمْ رَسُولُهُ
: يعنى اينكه ، كفر در جميع احوال قبيح است مخصوصا در چنين حالتى كه آيات خدا بر شما خوانده مىشود و پيغمبرش در ميان شماست زيرا كه تلاوت آيات ، و وجود رسول ، هر دو كفر را مىراند و فطرت ايمان را زنده مىكند ، و در مثل اين حالت ، كافر نمىشود مگر كسى كه در شقاوت به آخرين درجهاش برسد .
وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
: و كسى كه به راه راست هدايت شود كه او را به مطلوبش برساند ، مطلوبى كه جز او مطلوبى نيست ، ديگر از آن راه برنمىگردد .
و اين وجه ديگرى براى بعيد شمردن بازگشت به كفر است ، يعنى اينكه بيعت با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تمسّك به خداست ، زيرا او مظهر تامّ
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 ، ص 336 .