توقّف و تردّد نمايند و قبل از رسيدن به آن ، انانيّت خويش را بكشند و قربان كنند . . . . چون چنين بود ، از كعبه ، نيز بمانند آن خبر داده شد ، و خداى تعالى براى كعبه نيز همانند قلب ، مناسك و اعمال قرار داد . و شايد تو ، با اين بيان ، اجمالا به حكم جميع احكام حجّ و مناسك آن آگاه باشى . به بعضى از آن احكام در گذشته اشاره كرديم و به بعضى ديگر در آينده اشاره خواهيم كرد ، كسى كه از آنچه ما گفتيم غفلت داشته باشد تنها به ظاهر اخبار در اوصاف خانهء خدا توجه مىكند و نيز كسى كه به صورت ظاهر اعمال و مناسك حجّ نگاه كند ، آنها را داراى صحّت و حكمت عقلانى نمىبيند ، « 1 » بلكه آنها را دروغ و لغو مىپندارد ، و اگر از خدا يا از اهل اسلام نترسد در آنها طعنه مىزند همانطور كه كفّار طعنه مىزنند .
وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ
: لفظ « حجّ » با فتحه و كسره حاء خوانده شده و هر دو مصدر « حجّ » بمعنى مطلق ، قصد است يا بمعنى قصد مكّه است جهت انجام مناسك مخصوص . يا با فتحه حاء ، مصدر و با كسرهء آن ، اسم مصدر است و چون فطرت و سرشت اهل عالم صغير بر قصد بيت قلب است ، و آن حقّى از حقوق خدا بر آنان است ، و از سوى ديگر ، چون رجوع و بازگشت آنان بسوى قلب ، بازگشت بسوى خداست . . . . لذا خداى تعالى مردم را مكلّف به زيارت كعبه نمود ، كه مظهر همان خانه است ، و اين تكليف را به صورت خبر ادا نموده تا تأكيد و اشعار به اين باشد كه اين معنى در فطرت آنها همان حقّ اللّه است كه بر گردن آنهاست ، و مانند ساير حقوق خلقى و الهى نيست . لذا در اين آيه به وجوه متعدّد ذيل ، تأكيد شده است ؛ 1 - امر را به صورت خبر ادا نموده ، تا بر اين امر دلالت كند كه اين مطلب از امورى است كه حتما واقع شدنى
هامش
( 1 ) عياشى : ج 1 ، ص 187 ، ح 97