بيعت عامّ يا خاصّ به خلفاى خدا متّصل شد مسلم يا مؤمن مىشود ، و اين اتّصال و دخول تحت احكام الهى ، قالبى يا قلبى ، به اسلام و ايمان و ملّت و دين تعبير مىشود . اين اتّصال همان ريسمان از جانب مردم است كه در كتاب ذكر شده است ، كسى كه با اين اتّصال متّصل شده است ، اگر از اين اتّصال برگردد ، و اين اتّصال را بسبب انكار خدا ، يا انكار خلفاى الهى قطع نمايد ، و ارتدادش به قطع فطرت منجر نشود ، مرتدّ ملّى مىشود ، بدين معنى كه از ملّت و دين برگشته و مرتدّ شده است ، و ريسمانى را كه از جانب مردم است ، قطع كرده است نه از جانب فطرت را ، و چون ريسمانى كه از جانب خداست باقى است و فطرت قطع نشده است ، اگر توبه كند توبهاش قبول مىشود ، زيرا استعداد و آمادگى آن را دارد كه دوباره متّصل شود و به سوى ارواح ارتقا پيدا كند ، و اين همان مرتدّ ملّى است .
امّا اگر مرتدّ شود و در ارتدادش فزونى يابد تا آنجا كه منجرّ به قطع فطرت و ابطال آن گردد ، و ريسمان از جانب خدا بريده شود مرتدّ فطرى مىگردد ، چه او از اتّصال فطرى بريده و برگشته است . و اين مرتدّ به جهت بطلان فطرت و اتّصالش كه سبب استعداد او براى اتّصال تكليفى بود قابل پذيرش توبه نيست ، از اين رو در فارسى گفته شده است كه :
مردود شيخى را اگر تمام مشايخ عالم جمع شوند و خواهند اصلاح نمايند نتوانند . و آنچه كه در اخبار وارد شده است و فقها ( رض ) طبق آن فتوا دادهاند « 1 » مبنى بر اينكه مرتدّ ملّى كسى است كه بر كفر زاده شده و بر آن نشو و نما نموده ، و سپس در اسلام داخل شده ، و پس از آن برگشته و مرتدّ شده است اشاره به اين است كه آن دو ، كاشف از دو نوع ارتداد است ، زيرا كسى كه بر اسلام متولّد شده و بر آن نشو و نما كرده و
هامش
( 1 ) شرايع الاسلام : ج 4 ، ص 961 و 962 .