ترشيح « 1 » استعاره در معنى أخذ استعمال شده است .
لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ
حقّ اين بود كه بگويد « لما آتاهم » آنچه به آنها داد ) ولى به صورت متكلّم « آتيت » و خطاب آورد « كم » ، تا حكايت از حالت خطاب باشد ، امّا « لما » به كسر لام خوانده شده تا صلهء اخذ
إِذْ أَخَذَ اللَّهُ
باشد ، و « ما » مصدريّه يا موصوله است و در صورت موصوله بودن عائد ( آنچه به موصول بر مىگردد ) . از صله حذف شده است ، و عائد در جملهء معطوفه تكرار موصول است كه در « لما معكم » آمده است . و حال اگر « ما » مصدريّه باشد « من » تبعيضيّه و اگر موصوله باشد « من » بيانيّه است .
و نيز « لما » به فتح لام خوانده شده كه در اين صورت لام موطّئه است و ما شرطيّه است يا موصوله ، و اگر موصوله باشد ، عائد همانند سابق است .
و مقصود از كتاب احكام رسالت است و كتاب تدوينى صورت آن است ، و مقصود از حكمت آثار ولايت است .
ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ
سپس فرستادهاى به سوى شما آمد ، كه آنچه را از كتاب و احكام قالبى و حكمت در نزد شماست و حاوى همان عقايد حقّهء دقيقى است كه جز با مشاهدهء با چشم بصيرت درك نمىشود ، تصديق مىنمايد .
لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ
به او ايمان آوريد ، لام براى قسم است و جمله منقطع ، از سابقش مىباشد ؛ اگر بنا را بر قرائت كسرهء لام « لما آتيتكم » بگذاريم ( كه ذكر شد ) و اين جمله به معنى جواب قسم براى
إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ
مىباشد كه به منزلهء قسم است امّا بنا بر قرائت فتحهء لام « لما آتيتكم » و بودن ما موصوله ( در آن صورت
هامش
از استعارهء بالكنايه مىباشد . البته سكاكى آن را ، تابع استعارهء بالكنايه ندانسته است . به عقيده وى ممكن است استعارهء تخيّليّه مستقلا بدون كنايه در كلام آيد . او استعاره بالكنايه و تخيّليّه ، هر دو را از نوع مجاز لغوى و از احوال و عوارض الفاظ مىداند كه در هر دو مقام استعمال لفظ است در غير موضوع له . جز اينكه در استعاره بالكنايه لفظ مشبهه در مشبه به و در استعارهء تخيّليّه ، لفظ مشبهه به در مشبهه استعمال شده است ( مأخوذ از كتاب معالم البلاغه )
( 1 ) مراجعه شود به پاورقى ( 1 ) .