تفسير :
وَ لا يَأْمُرَكُمْ
در صورت رفع « يأمر » يعنى اى افراد ناقص و اقتداكننده ، خدا به شما امر نمىكند ، كه در اين صورت فاعل ( كه مرجع ضمير هو است ) خداست و جمله بر
ما كانَ لِبَشَرٍ
عطف شده است . زيرا آن آيه ، به اين معنى است ، كه خداوند بشرى را امر نمىكند كه مردم را به عبادت خودش فرا بخواند .
و ممكن است حال باشد به تقدير مبتدا ، چون در مضارع منفى ، به سبب « لا » « واو » جائز نيست ( يعنى در حالى كه خدا امر نمىكند به شما ) .
و ممكن است فاعل « بشر » باشد . با جريان دو وجه اعراب كه گفتيم ( پيامبر امر نمىكند به شما ) .
در صورت نصب ( يأمر ) فاعل ، يا باز ، به خدا بر مىگردد ، كه « واو » به معنى « مع » است ، يا فاعل به بشر برمىگردد كه فعل عطف بر « يقول » مىشود ، و لفظ « لا » ، براى تأكيد نفى سابق زائد است .
و ممكن است « واو » به معنى « مع » باشد يعنى با اينكه خداوند شما را امر نمىكند . و مقصود از آيه اين است كه خداوند انبيا را امر نمىكند كه مردم را به عبادت خودشان دعوت كنند ، و بندگان را امر نمىكند كه انبيا و ملائكه را عبادت كنند ، كنايه از يهود و نصارى است در عبادت عزير و عيسى ( ع ) و همچنين كنايه از عبادت ملائكه است .
پس خداوند به شما امر نمىكند
أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَ النَّبِيِّينَ أَرْباباً
كه ملائكه و پيامبران را ، خدا قرار دهيد .
چون خطاب ، به امّتها ناقص است كه از مظاهر ، جز مظاهر ، چيزى نمىبينند ، و تمكّن از رؤيت خدا در مظاهر را ندارند ( توانائى ندارند خدا را در مظاهرش ببينند ) . ديگر قيد
مِنْ دُونِ اللَّهِ
را نياورد ، چون احتياج به ذكر آن نبود ، يا اينكه عدم ذكر آن از جهت قرينهء سابق