آوردن و يارى كردن پيامبرى كه بعد از او مىآيد ، يا ايمان و يارى كردن به محمّد صلّى اللّه عليه و آله و همچنين پيمان و عهد از امّتها نيز گرفته شده است .
پس با اين وصف خدا چگونه انبيا را به استقلال و ربوبيّت امر مىكند و از امّتها مىخواهد كه پيامبران را ربّ قرار دهند ؟ ! به هر يك از اين معانى در اخبار اشاره شده است .
برخى گفتهاند
إِذْ أَخَذَ اللَّهُ
عطف است بر قول خدا
إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ
است اين احتمال خيلى بعيد است ، و اگر گفته مىشد كه عطف است بر
إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسى
نزديكتر بود .
و ميثاق ، عبارت از عهدى است كه وثيقهء آن چيزى قرار مىگيرد كه به آن عهد مىبندند مانند عهد به سبب رهن ، سپس از باب استعارهء تخيّلى « 1 » و
هامش
( 1 ) استعاره در لغت ، به معنى طلب چيزى به عاريت است . و در اصطلاح ، لفظى است كه در غير معنى اصلى استعمال شود ، به علّت علاقه مشابهتى كه بين معنى اصلى و معنى مورد استعمال وجود دارد . با بودن قرينهاى كه مانع از ارادهء معنى اصلى باشد ، مثل اينكه بگوئيم شيرى را ديدم كه تير مىانداخت ، كه استعاره است از مرد شجاع و آن به علّت شباهتى است كه بين شجاع و شير در صفت شجاعت است . پس در واقع استعاره مبتنى بر تشبيه است و تشبيهى است كه فقط مشبهه به ذكر شده است . استعاره اقسام مختلفى دارد كه عبارتند از : استعاره مصرّحه ( آشكار ) ، استعاره به كنايه ، استعاره مركب .
امّا به اعتبار ، مستعار بر دو قسم است : اصليّه و تبعيّه . اصليّه ، آن است كه لفظ مستعار ، اسم جنس باشد مثل استعارهء شير به جاى مرد شجاع . تبعيّه آن است كه لفظ مستعار فعل يا از مشتقّات فعل باشد .
امّا استعاره به اعتبار مقارنهء دو طرف ، بر سه قسم است : مطلقه ، مجرّده ، مرشّحه .
كه استعارهء مرشّحه آن چنان است كه تنها ملايمات ( مناسبات ) مشبهه به در آن ذكر شود .
مثلأُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ. اشتراء كه به معنى خريدوفروش است ، استعاره آورده شده است .
استعارهء مرشّحه توضيح داده شد . استعارهء تخيّليّه ، تنها در تخيّل است كه قسمتى