تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥

تفسير :

ما كانَ
جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده است : آيا جائز است كه ، پيامبرى مردم را دعوت به خودش بكند ؟ يا جواب سؤالى است كه ذكر شده بوده ولى براى ما حكايت نشده است ، طبق آنچه كه گفته شده : ابا رافع قرظىّ و سيّد نجرانى گفتند : يا محمّد آيا مىخواهى ما تو را عبادت كنيم و تو را پروردگار خود بدانيم پيامبر فرمود : معاذ اللّه كه ما غير خدا را عبادت كنيم و امر ، به عبادت غير خدا نماييم ، خداوند به اين كار فرمان نداده و مرا به آن مبعوث نفرموده است « 1 » ، سپس اين آيه
ما كانَ . . . .
نازل گرديد كه نادرست بودن عبادت براى پيامبر ذكر شده است .
لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ
مقصود از كتاب ، رسالت و احكام آن است و كتاب تدوينى صورت آن است و مقصود از حكم ، ولايت و آثار آن است و نبوّت برزخ بين آن دو است و لذا آن را تأخير انداخت .
ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي
زيرا مادام كه از انانيّت خارج نشود و باقى ، به خدا نباشد كتاب به او داده نمىشود ، و هرگاه از انانيّت خارج شد ديگر خودنگرى ، براى او نمىماند تا بگويد :
كُونُوا عِباداً لِي
بنده من شويد .
مِنْ دُونِ اللَّهِ
از غير خدا ، بلكه اگر هم بگويد بندگان من باشيد يا اينكه بگويد بندگان خدا باشيد يكى و متّحد است ، زيرا اگر او در اين صورت « أنا » « من » بگويد از طرف خدا اين « أنا » بر زبان او جارى شده است ، نه از خودش . چنان كه مولوى ( ره ) به آن اشاره كرده است :
گفت فرعونى انا الحق گشت پست * گفت منصورى انا الحقّ و برست
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 / ص 324
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 305 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى