تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
اين انا هو بود در سرّ اى فضول * ز اتّحاد نور نز راه حلول
بود انا الحق در لب منصور نور * بود انا اللّه در لب فرعون زور
آن انا بىوقت گفتن لعنت است * وين انا در وقت گفتن رحمت است
و چنان كه جائز نيست اگر از انانيّت ، چيزى در داعى باقى مانده باشد ، مردم را به خود دعوت كند همچنين اگر كسى كه مورد دعوت قرار گرفته است در حجابى باشد كه حقّ تعالى را در مظاهرش نبيند دعوت او جائز نيست ، زيرا شخص محجوب ، اگر به سوى مظاهر دعوت شود گمراه كردن و دعوت به اسم است نه معنى . به همين جهت است كه امام صادق ( ع ) ابو الخطّاب را طرد كرد بعد از آن كه ابو الخطّاب مريدهايى را كه خدا را در مظاهر نمىديدند ، دعوت به خدا بودن صادق ( ع ) مىكرد ، و اگر دعوت‌كننده از انانيّتش خارج شود و در انانيّت خدا باقى بماند دعوت‌كننده در اين صورت همان خداست ، زيرا دعوت از طرف خداست ، به وسيلهء زبان داعى ، و اگر مدعوّ ( دعوت شده ) نيز در مظهر نبىّ صلّى اللّه عليه و آله جز خدا نبيند نبىّ محض مىشود ، بدون اينكه شائبهء مسمّى بودن داشته باشد . پس وقتى كه اين داعى ، دعوت به خودش كرد ، دعوت به خدا مىشود ، و اگر مدعوّ در مظهر داعى جز خدا نبيند توجّه او فقط به مسمّى است نه اسم ، و عبادتش نيز ، فقط براى مسمّى است به سبب منطبق بودن اسم بر او ، و به همين معنى در فارسى گفته شده است :
اگر كافر ز بت آگاه ، بودى * چرا در دين خود ، گمراه بودى