تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
مباهله نكنيد كه هلاك مىشويد ، و در روى زمين تا روز قيامت نصرانى باقى نمىماند . پس گفتند يا ابا القاسم رأى ما بر اين قرار گرفت كه مباهله نكنيم ، و تو را بر دينت اقرار كنيم و ما بر دين خود بمانيم . پيامبر فرمود : حال كه از مباهله ابا داريد پس اسلام آوريد و آنچه كه از نفع و ضرر بر مسلمانان است بر شما هم باشد ، ولى آنها خوددارى كردند . پيامبر فرمود : پس من با شما جنگ مىكنم ، گفتند : ما طاقت جنگ عرب را نداريم ، ولى با شما مصالحه مىكنيم كه تو با ما جنگ نكنى و ما را از دين خودمان بر نگردانى و ما هم هر سال دو هزار حلّه ، هزار در ماه صفر ، و هزار در ماه رجب همراه با سى عدد زره آهنى به شما مىدهيم . پيامبر با آنان بر همين جزيه مصالحه نمود و فرمود : قسم به كسى كه جانم در دست اوست هلاك و نابودى بر اهل نجران نزديك شده بود و اگر مباهله مىكردند به صورت بوزينه و خوك مىشدند ، و بيابان بر آنها آتش مىشد ، و نجران و اهلش همه از بيخ و بن بركنده مىشدند حتّى پرنده‌ها بر فراز درختان از بين مىرفتند . و از عايشه است كه رسول خدا خارج شد در حالى كه بر او گليم يا چادرى ( كساى يمانى ) كه از موى سياه بافته شده بود ، پس حسن ( ع ) آمد زير آن چادر داخلش كرد ، سپس حسين ( ع ) آمد او را هم داخل چادر نمود ، سپس فاطمه ، سپس على ( ع ) . آنگاه گفت : خداوند مىخواهد از شما اهل بيت پليدى را ببرد « 1 » . اگر گفته شود : فراخواندن پيامبر نصارى را جهت مباهله جز براى اين نبود كه دروغگو بين او و خصمش معلوم شود ، و اين امرى است كه مختصّ پيامبر و كسانى بود كه او را تكذيب مىكردند ، پس انضمام زن و
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 / ص 318
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 279 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى