ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاسِ
« 1 » اشاره به زاجر و مانع الهى است يعنى ولايت تكوينى به انضمام ولايت تكليفى . يعنى ريسمان از جانب خدا كفايت نمىكند مگر اينكه ريسمان از ناحيهء مردم نيز به آن منضمّ شود و آن عبارت از ولايت و طاعت ولىّ امر است .
و چون علوم و فعليّتها در طريق انسان حاصل نمىشود مگر با پيروى از امام يا كسى كه امام اجازهء اقتداء به او را داده ، به طريق انحصار گفتهاند : ما علماء و دانشمندانيم « 2 » ، شيعيان ما يادگيرنده و متعلّم هستند ، و ساير مردم كف روى آب هستند .
و شايد بعضى از آنان حتّى يك ساعت هم به طريقهء معمول ، درس نخوانده و علم نياموختهاند ، بلكه شتربان يا چوپان بوده و يا حرفهء ديگرى داشتهاند .
و از آنجا كه حصول فعليّتها و علوم ، در طريق انسان به سبب اتّصال معنوى است كه از آن به ريسمان و حبل تعبير شده است و اتّصال صورى سبب اتّصال معنوى و پلى براى آن است لذا انبيا و اوصياى آنان از آدم تا خاتم ، به امر بيعت و عقد ايمان اهميّت مىدادند ، و خودشان را در اين مورد به رنج مىانداختند ، و هيچ يك از پيروانشان را بدون گرفتن بيعت و عهد و ميثاق ترك نمىكردند .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 51 ]
إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ( 51 )
ترجمه :
همانا خداست پروردگار من و شما ، او را بپرستيد كه راه راست همين است .
هامش
( 1 ) آل عمران : آيه 108 . يعنى : هر كجا باشند خوارى براى آنها مقرّر شده مگر اينكه به ريسمان الهى و ريسمان مردم چنگ زنند .
( 2 ) مأخذ حديث