علم بر هر زن و مرد مسلمان فريضه است « 1 » » و مانند « اگر مردم ارزشهائى را كه در طلب علم است مىدانستند ، علم را مىجستند اگر چه به ريخته شدن خونشان و فرو رفتن در آب دريا باشد « 2 » » و اخبارى كه دلالت مىكند بر اينكه مردم سه گونهاند : « عالم ، متعلّم ، و كف آب يا مردم فرومايه و احمق يا فرومايه و پست « 3 » » .
همهء اين اخبار دلالت بر وجوب طاعت مىكند ، زيرا علم ، محققا نقشپذيرى نفوس به نقشهاى محسوسات و مظنونات و معلومات نيست ، بلكه علم در مسير انسان از شئون و فعليّتهاى نفس است ، زيرا نقش بستن نقوش مدركات و فعليّتها و شئون آن در نفس اگر در طريق انسانيّت نباشد و در طريق شيطان يا حيوان باشد علم نيست . بلكه نزد اهل اللّه جهل است .
و حقّ اين است كه بعد از رسيدن انسان به حدّ مردان ، فعليّتى در طريق انسانيّت براى او حاصل نمىشود ، مگر با پيروى صاحب طريق و طاعت او ، زيرا انسان از اوّل كودكى از باب اختيار توجّهى ندارد مگر به دامى و ددى ، و هنگامى كه به حدّ تكليف مىرسد شيطنت نيز به آن افزوده مىشود اگر چه در اين هنگام ، گاهى نهىكنندهء الهى ( وجدان اخلاقى ) نيز پيدا مىشود ، ولى اين نهىكنندهء الهى در نهايت ضعف است ، و آن سه خصلت ( حيوانيّت - درنده خوئى - شيطنت ) در نهايت قوّت . و خلاصى از حكومت اين سه و سير بر طريق مستقيم انسانى حاصل نمىشود مگر با تمسّك به ولايت صاحب ولايت ، كه آن رشته محكمى است كه بريدن ندارد « 4 » .
و قول خداى تعالى :
هامش
( 1 ) كافى : ج 1 / ص 30 / ح 1
( 2 ) كافى : ج 1 / ص 35 / ح 5
( 3 ) كافى : ج 1 / ص 34 / ح 5
( 4 ) عبارت مذكور در آيت الكرسى است .