بن مريم ( ع ) به بنى اسرائيل مىگويد : بعضى چيزها كه بر شما حرام شده بود من آن را حلال مىكنم ، و عيسى به كسانى از پيروانش كه با او بودند امر كرد كه به شريعت تورات و انجيل ايمان بياورند « 1 » .
وَ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
و چون حلال كردن محرّمات كه در يك شريعتى ثابت و مورد تصديق بوده است محلّ انكار و موهم دروغ گفتن حلالكننده است ، و در عين حال خواسته است امر به طاعت كسى ( موسى ) بكند كه قبل از آن چيزى آورده است كه جمع اين دو موهم كذب اوست ، لذا
جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
را تكرار كرد تا اينكه معجزات او را به ياد بياورند و او امرش را انكار نكنند .
فَاتَّقُوا اللَّهَ
يعنى وقتى مىبينيد من نشانهاى از پروردگار شما دارم كه دلالت بر رسالت من مىكند ، پس در مخالفت با من ، از غضب خدا بترسيد .
وَ أَطِيعُونِ
و مرا در آنچه كه به سوى آن دعوت مىكنم و در آنچه كه به آن امر و نهى مىكنم اطاعت كنيد .
تحقيق در اينكه انسان فطرة وابسته آفريده شده است و همان وابستگى اقتضاى پيروى از امرى را دارد
بدان كه لطيفه سيّارهء انسانى فطرتا وابسته آفريده شده است . بدين معنى كه وابستگى ، ذاتى انسان است ، نه اينكه عرضى باشد مانند ساير اعراض بلكه مىگوئيم : ذات او ، جز تعلّق و وابستگى چيزى نيست ، و هر چيزى كه غير از آن لطيفهء سيّارهء انسان باشد ، آن ، نه ذات او و نه ذاتى اوست ، بلكه عرضى است كه مانع ظهور ذاتى بوده و مانع نزديك شدن به اصل و كمالش مىباشد ، نزديكى به اصل و كمالش به اين است كه
هامش
( 1 ) نور الثقلين : ج 1 / ص 286 / ح 151