درباره خود و پاكى مادرش از زنا ، شهادت مىدهد . آنجا كه گفت :
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ
يا اينكه در كودكى با مردم سخن مىگويد از رسالت و با آنها احتجاج مىكند ، زيرا كه او در پنج سالگى يا در هفت سالگى مبعوث شده است ، و در زمانى كه به حدّ كمال رسيد ، جوان بود و اين كهولت ، پيرى به معنى حرفى آن نيست . چنان كه گفته شده است وقتى كه او به آسمان رفت جوان بود .
بعضى گفتهاند : مقصود از تكلّم در حال پيرى ، تكلّم او در حين نازل شدنش از آسمان بود « 1 » .
وَ مِنَ الصَّالِحِينَ
و از صالحان است .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 47 ]
قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ( 47 )
ترجمه :
( 3 / 47 )
مريم عرض كرد خدايا مرا چگونه فرزندى تواند بود و حال آن كه مردى با من نزديك نشده است گفت چنين است كار خدا كه بىنياز از هر سببى است . هر چه خواهد بدون اسباب مىآفريند و چون مشيّت او به خلقت چيزى قرار گيرد به محض اينكه گويد موجود باش در دم موجود شود .
تفسير :
قالَتْ
او هم مانند زكريّا ، بر حسب اسباب طبيعت ، فرزند دار شدن را غريب مىشمرد و تعجّب مىكرد ، لذا گفت :
رَبِّ أَنَّى
خدايا ، چگونه
يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ
مرا فرزندى باشد ؟ در حالى كه بشرى مرا لمس نكرده است . كه در اين صورت جمله پرسشى است تا بداند كه فرزند بدون شوهر مىشود يا
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 / ص 312