تكلّم و « نطق » به تقدير گرفته شود ، يا اينكه « رسولا » متضمّن معنى نطق باشد .
بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
يعنى با نشانهاى آمدم كه دلالت بر صحّت نبوّت من مىكند ، و شكّ نمىكنيد كه آن نشانه ، از قوهء بشر خارج است .
أَنِّي أَخْلُقُ
بدل از
بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
است يا بدل از
أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ
است يا خبر مبتداى محذوف است يعنى همانا من خلق مىكنم .
لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ
يعنى در اين گل مىدمم ، يا در آنچه كه از گل درست شده است ، يا در چيزى همانند هيئت پرنده . اين معنا وقتى است كه كاف در « كهيئة » اسم باشد .
فَيَكُونُ طَيْراً
يعنى زنده مىشود و داراى گوشت و استخوان و بال شده و داراى قدرت پرواز مىگردد و چون تغيير كند و گوشت و استخوان و بال در آورد و صاحب حيات گردد ، چيزى است كه از قدرت بشر خارج است لذا آن را مقيّد نمود به قول خداى تعالى
بِإِذْنِ اللَّهِ
كه آن به اذن خدا صورت مىگيرد تا كسى توهّم نكند آنچه را كه نصارى در حقّ عيسى پنداشتند ( كه عيسى خداست ) . معروف اين است كه آن پرنده خفّاش بود .
وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ
و بهبود مىبخشم و يا نابينا و يا كور مادرزاد و يا چشم خشكيده و پيسى را .
وَ أُحْيِ الْمَوْتى بِإِذْنِ اللَّهِ
و به اذن خدا مردگان را زنده مىكنم .
تكرار « باذن اللّه » براى اهميّت دادن به دفع آن توهّم است . و چون غالبا در زمان عيسى و آنچه كه در نظر اهل آن زمان مهمّ بود طبابت و معالجات عجيب و غريب بود كه اكثر پزشكان از معالجهء امثال آن عاجز بودند ، لذا خداوند تعالى به عيسى ( ع ) چيزى داد كه از سنخ همان چيزى باشد كه نزد آنان معتبر و مهم و از قدرت بشر خارج باشد . تا استادان معروف فنّ اعتراف كنند كه از قدرت آنان خارج است ، و اين كار از عهدهء خداى