و قول شاعر ديگر :
يكى ميل است با هر ذرّه رقّاص * كشاند ذرّه را تا مقصد خاصّ
رساند گلشنى را تا بگلشن * دواند گلخنى را تا به گلخن
و اين لطيفه ، زير پردههاى عدمهاى طبيعت و رذائل نفس پوشيده شده است ، و تنزيه آن لطيفه پاك كردن آن از عدمها و نقائص و رذايل است ، و اين معنى ممكن نمىشود مگر با كثرت ذكر ، آن هم ذكرى كه از طرف شخصى مجاز ، بىواسطه يا با واسطه و يا با واسطههايى از طرف خدا گرفته شده باشد . و لذا امر به تنزيه ، بعد از امر به ذكر كثير آمده است .
و هرجا كه ذكرى از تسبيح به ميان آمده است چه به طور مطلق يا مقيّد به اسم ربّ يا به ربّ يا به اللّه باشد به صورت مفعول بدون واسطه يا بهوسيله لام يا « باء » متعلّق به آن آمده است . . . . به هر حال مقصود از تسبيح ، تنزيه و منزّه كردن آن لطيفه است زيرا آن لطيفه ، اسم ربّ است ، و خود ، ربّ است ، كه از طرف خدا نازل شده است . و مقصود از ( عشى و ابكار ) يا تمام اوقات است ، چون گاهى دو طرف روز در عرف ذكر مىشود و مقصود استغراق جميع اوقات است يا خصوص دو طرف روز است ، كه دو طرف روز وقت نشاط نفس و شدت گرفتن شوق آن است به اصلش به خلاف وسط شب و وسط روز كه هر دو وقت خستگى نفس و سستى قواست و لذا فرموده است : نزديك نماز نشويد در حالى كه كسل هستيد . ( همانطور كه گفته شد نماز در وقت كسالت ، دستور داده نشده است ) .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 42 ]
وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمِينَ ( 42 )