فهماند كه حرف نزدن از كلام غير از ذكر خداست تا اينكه در آن مدّت ذكر خدا بسيار كند .
وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ
بعضى گفتهاند : عشىّ از زوال است تا غروب ، و بعضى گفتهاند : از عصر است تا مقدارى از سر شب بگذرد ، و متبادر به ذهن همين معنى است ، و بعضى گفتهاند : از غروب است تا مقدارى كه از سر شب گذشته باشد .
وَ الْإِبْكارِ
از طلوع فجر است تا ظهر . و تسبيح به معناى تنزيه و تطهير است امّا هرگاه به خدا نسبت داده مىشود منظور اينست كه خدا را از نقايص منزّه بدانيم با عدم اعتبار تنزه از نسبتها و اضافات ، يا اينكه نسبتها و اضافهها با كثرتها مورد ملاحظه قرار گيرد ، چنان كه تحقيق اين معنى گذشت ، و تحقيق فرق بين تنزيه و تقديس نيز در اوّل سورهء بقره ، آيهء
نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ
« 1 » بيان شد .
تحقيق تسبيح ربّ و تسبيح اسم ربّ
بدان كه در هر فردى از افراد بنىآدم ، بلكه در هر جزئى از اجزاى عالم يك لطيفهء الهى است كه آن لطيفه ، او را تربيت مىكند و در جهت كمالات ثانوى به حركت وامىدارد و از قوا و استعدادهائى كه در او به وديعت نهاده شده است خارج و به فعليّتهايش رهنمون مىشود ، و آن لطيفه از جهتى ربّ آن چيز است و از وجهى اسم ربّ است . و قول شاعر اشاره به همين لطيفه است :
دل هر ذرّه را كه بشكافى * آفتابيش در ميان بينى
هامش
( 1 ) سورهء بقره : آيهء 30