تفسير :
« ف » پس خداوند دعاى او را اجابت نمود « نادته
الْمَلائِكَةُ وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ
» يعنى در مصلّاى خودش ايستاده بود كه فرشتگان او را صدا زدند .
أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى مُصَدِّقاً بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ
اين اجابت دعاى زكريّا از خداى تعالى است . زيرا تصديق به كلمهء خدا دليل طيّب و پاكيزه بودن است و مقصود از ( كلمهء خدا ) همان مسيح است ، زيرا او به سبب فناى در ذاتش و بقاى به سبب پروردگارش مانند كلمهاى شد كه استقلال و استقرار ندارد و به متكلّم پايدار است .
وَ سَيِّداً
او براى خلق در شرف ، و براى قومش در فرمانبردارى از وى ، سيّد و آقا باشد .
وَ حَصُوراً
يعنى در منع نفس از شهوات مبالغه كند ، و لذا « حصور » تفسير به كسى شده كه با زنان نزديكى نكند .
وَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ
اتّصاف او به اوصاف سهگانه از باب فضل و كرم در اجابت دعاست .
[ سوره آلعمران ( 3 ) : آيه 40 ]
قالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ قَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَ امْرَأَتِي عاقِرٌ قالَ كَذلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ ما يَشاءُ ( 40 )
ترجمه :
( 3 / 40 )
زكريّا عرض كرد پروردگارا چگونه مرا پسرى تواند بود در حالى كه مرا سنّ پيرى فرا رسيده است و اهل من نيز عجوزى نازا باشد ، گفت چنين است كار خدا كه هر چه بخواهد مىكند .
تفسير :
قالَ
مكرّر گذشت كه امثال اين جمله جواب سؤال مقدّر است گويا كه گفته شده : زكريّا پس از بشارت از جانب خدا به اعطاى فرزند چه گفت ؟ خدا فرمود كه گفت :
رَبِّ أَنَّى
خدايا چگونه
يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ