ساعتى از روز و نه در شب . يا اينكه با كفالت پيامبرش نسبت به او ، او را پذيرفت .
بِقَبُولٍ حَسَنٍ
« باء » در اينجا مثل « باء » در قول خدا
فَتَسْتَجِيبُونَ بِحَمْدِهِ
است ، پس باء يا براى مصاحبت و همراهى است ، يا به عنوان وسيله است ، و حسن قبول دختر به اين است كه او را در مقام ذكر قرار دهد و از آفات حفظ كند ، و او را پس از تولّد قبل از اينكه بزرگ شود و صلاحيّت خدمت كردن پيدا كند ، به دست خود مىگيرد ، و زكريّا را به كفالت او مىگمارد .
روايت شده است كه ، حنّه وقتى كه مريم را به دنيا آورد ، او را در پارچهاى پيچيد و به مسجد حمل كرد ، و او را پيش دانشمندان يهود گذاشت و گفت : اين دختر نذر است و بايد پيش شما بماند ، پس در پذيرش او رقابت نمودند ، چون او ، دختر پيشوا و اوليالامر آنها بود ، زيرا بنى ماثان از سران و ملوك بنى اسرائيل بودند .
پس زكريّا گفت : من به آن دختر سزاوار ترم چون خالهاش پيش من است ، پس ابا كردند و فقط به قرعه راضى شدند ، و هفده نفر بودند ، پس به سوى نهرى رفتند و قلمهايشان را در آن انداختند ، قلم زكريّا روى آب آمد و قلمهاى آنان به زير آب رفت . پس زكريّا كفالت مريم را به عهده گرفت « 1 » .
وَ أَنْبَتَها
و او را از حنّه روياند و بيرون آورد ، يا اينكه خود ، او را نموّ داد و بزرگ كرد .
نَباتاً
يا مصدر است از غير لفظ فعل ، يا حال است به معنى آمادهكنندهء توصيف ، يعنى او را به طريق زيبا و شايستهاى
حَسَناً
پرورش داد . به اين نحو كه او را بىعيب خلق كرد ، يا اينكه او را طورى قرار داد كه در يك روز آن قدر رشد مىكرد كه غير او در يك سال چنان
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 / ص 308