تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
قرار مىدهند ، كه متصدّى كارهاى آنجا باشد و جارو و خدمت بكند و از كار نمىايستد و نمىنشيند تا اينكه به حدّ بلوغ مىرسد . سپس او مخيّر است كه اگر دوست داشت در آنجا اقامت كرده كار كند ، و اگر دوست نداشت هرجا كه خواست برود .
فَتَقَبَّلْ مِنِّي
نذر مرا قبول كن
إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ
تو قول و نذر مرا شنوا هستى .
الْعَلِيمُ
به نيّت من آگاهى و مىدانى كه من از نذرم جز رضاى تو نمىخواهم .

[ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيه 36 ]

فَلَمَّا وَضَعَتْها قالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى وَ إِنِّي سَمَّيْتُها مَرْيَمَ وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ ( 36 )

ترجمه :

( 3 / 36 ) چون فرزند بزاد از روى حيرت گفت : خدايا فرزندى كه زاده‌ام دختر است و خدا بر آنچه زاييده داناتر است ( كه چه حكمتها در وجود آن دختر است ) . عرض كرد خدايا پسر و دختر ( در كار خدمت حرم ) يكسان نخواهند بود ، و من او را مريم نام كردم و او و فرزندانش را از شرّ شيطان رجيم در پناه تو مىآورم .

تفسير :

فَلَمَّا وَضَعَتْها
اميدوار بود كه فرزندش پسر باشد در حالى كه آن را دختر ديد ، خجالت كشيد و شرمنده شد
قالَتْ
در حالى كه سرش را پايين انداخته بود و خجالتش را ظاهر مىكرد گفت :
رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنْثى
خدايا من دختر زاييده‌ام . يا اينكه وقتى دختر به دنيا آورد در حالى كه اميد پسر داشت و از خواسته‌اش نااميد گشت ، در حالى كه نااميدى خودش را اظهار مىكرد ، گفت : « خدايا من دختر به دنيا آوردم » يا اينكه وقتى دختر را به دنيا آورد و ديد دختر است و فهميد كه دختر ضعيف
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 234 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى