است ، به خدا پناه برده ، استعاذه نمود و گفت : خدايا من دختر به دنيا آوردم ، و دختر ضعيف است ، پس براى حفظ آن دختر از شرّ شيطان او را در پناه تو قرار مىدهم .
يا اينكه خواست مقدّمهاى براى برگشتن از نذرش باشد گفت :
خدايا من دختر آوردم . يعنى اينكه دختر صلاحيّت خدمت معابد را ندارد پس من قدرت وفاى به نذر را ندارم .
بعضى گفتهاند : وقتى حامله شد عمران فوت كرد و بعد از وفات عمران دختر به دنيا آورد .
وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما وَضَعَتْ
جمله معترضه است از جانب خدا براى گرامى داشت دختر . يعنى خداوند به شأن آنچه كه به دنيا آمده است و به مقام عالى او داناتر است . و حسرت خوردن مادر بر دختر بودن از جهت آن بود كه مقام او را نمىدانست . « وضعت » با ضمّ « تاء » نيز خوانده شده است ، بنابراين كه جمله ، از كلام مادر مريم باشد تا خود را تسلّى دهد . با كسر تا ( وضعت ) نيز خوانده شده است بنابراين كه گوينده مادر مريم باشد كه براى تسلّى دادن خودش ، خويشتن را مورد خطاب قرار مىدهد . يا بنابراين كه از كلام خدا باشد كه او را جهت تسلّى دادن مورد خطاب قرار داده است .
وَ لَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثى
از كلام خداى تعالى است كه مادر مريم را تسلّى مىدهد يعنى آن پسرى كه تو آرزوى داشتن آن را داشتى ، در شرف و مقام مانند اين دختر نيست .
يا اينكه اين جمله ، از كلام مادر مريم است كه علّت آرزوى پسر داشتن و ناراحتيش براى دختر آوردن را ذكر مىكند و منظورش اين است كه جنس مذكّر مانند جنس مؤنث نيست ، چه دختر از رسالت و خدمت به معابد ممنوع است و آن ، به واسطهء مؤنّث بودن و حيض شدن محقّق مىشود ، يا اينكه مىخواهد بگويد به من پسر وعده داده شده بود